Skip navigation

 
 
 
 
 
سر شب،
همین پیش پایت،
چراغ سوخت
لیوان شکست
گلدان افتاد
سیگار گم شد
شیر سر رفت
غذا سوخت
دستم برید و
  خشتکم جر خورد…
در تو توفانی است بی تردید،
باور کن!
.
.
.
. 
امین شاهنده – بیست و هشتم اردیبهشت نود
Advertisements

6 Comments

  1. اون تیکه ی خشتکش شعر رو بال و پرداد اصلن :دی

    • من تازه این نظر رو دیدم.. اصلا موافق نیستم باهات دو نقطه دی

  2. قسمت خشتک فضای قشنگ شعرت رو به نظر من یکباره تغییر میده

  3. در تو توفانی است بی تردید…

  4. پست مدرن هم انقدر واویلا امین ؟؟؟ 😀

  5. nice


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: