Skip navigation

 
 
 
 
 
دختری را عاشق شدم
که مثل آب ِ یخ زده بود 
مثل طناب ِاز سقف آویخته
و مثل خاک گور
با طعم فیلم های باستر کیتون
و با عطر نداشته گلایل های روی قبر
که به موهایش
رطوبت رشت داشت
جای گل…
دختری که خوب بود
برای شب های آفتابی
و خوب
برای 
زمستانی که خوابش نمی آمد…
.
.
.
.
.
 امین شاهنده – سیزدهم اردیبهشت نود
 
 
 
 
 
Advertisements

3 Comments

  1. نبود بر سر آتش میسرت که نجوشی

  2. دختری که خوب بود

  3. زمستانی که خوابش نمی آمد …


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: