Skip navigation

.

.

.

.

پشت دری که خانه ام نیست

آنقدر می ایستم

تا سرآخر درک کنم

که جهان پدیده ای نیست

که من از بی راهه های آن

به خانه ام شوم…

بی راهه هایی  که مرا سفر می کنند

لمس می کنند

می بوسند

و باز

پس می زنند…

بیراهه هایی که در انتهای تمامشان

هر بار تو را می بینم

که برهنه به دیوار خانه ای نا آشنا تکیه داده ای

و با انگشتانت

جهان را

می خراشی

تا بیراهه ای دیگر ساز کنی…

.

.

.

.

 امین شاهنده – ده اردیبهشت نود

Advertisements

One Comment

  1. یک تکه از تو…
    همین…


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: