Skip navigation

.

.

.

.

.

شعرهای تو گستاخند

مرا لمس می کنند

استعاره هایت

برهنه ام می کنند

و کلماتت

انگشتانی دریده می شوند بر تنم…

.

.

امین شاهنده

.

Advertisements

11 Comments

  1. خوب بود ولی عنوانش زیاد مناسب نبود

    • خودمم همین حسو دارم…می خواستم یه استعاره ای باشه از تجاوز…فکری که مثل شعره اما به روحت تجاوز می کنه و بعد این تجاوز یه چیزی گم میشه تو روح آدم…چیزي شبیه معصومیت شاید

  2. بسيار شعر تصويري اي هستش امين
    تصويرش هم يكم مورد داره
    در سطح صدا و سيماي خودمون فكر نكنم باشه
    :دي

  3. ديالوگ خاسته بودي
    همراه نقاشي يه ديالوگ كيميايي آپ كردم به صفاي وجود خودت داش امين

  4. فکر می کردم اسیر کلمه ها بودن بیماریِ منه
    اسارت شیرینیه

    جذاب بود

    یه حس خاصی ریخت تو تنم…
    کلمه ندارم برای توصیفش

  5. منم فکر می‌کنم عنوانت خوب نبود
    انقدر شعرت خوب این حس رو منتقل می‌کرد که نیاز به این بی‌پرده رو کردن عنوان نبود

    • اصلا بی عنوانش کردم خلاص
      🙂

      • چطور می شه شعر های گستاخ رو بخشید ؟
        اصلا می شه بخشید ؟

        صدایی هست بین لغزش انگشتان دریده :
        » تن نده به کلمات , لعنتی …
        تن نده ! «


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: