Skip navigation

ـ

ـ

ـ

در تو هزار مزرعه خشخاش تازه است

آدم به خنده های تو معتاد می شود

ـ

ـ

ـ

آرش پور علی زاده
Advertisements

11 Comments

  1. چه عجب برگشتی بابا

  2. عکس قشنگیه
    وشعر قشنگی
    🙂

  3. چی بگم ولله
    ما که سی و یه ساله ترک کردیم

  4. صفر را بستند
    تا ما به بیرون زنگ نزنیم
    از شما چه پنهان
    ما از درون زنگ زدیم!
    .
    اكبر اكسير
    .
    .
    همين جوري ياد اين شعر افتادم

  5. بس که سرمو اوردم بالا، که اخرشم ببینم، گردنم درد گرفت…

    خورشیدشو میخوام

  6. چه تصویر عالی شده.چه شعر باحالیه.(البته آقا ما نفهمیدیم ارتباط عنوان
    و عکس با شعر چیه؟)
    با حال و هوای این پست دلم می خواد یه تکه از شعر منزوی را بنویسم:

    ای نام تو تغزل دیرینم در باران!
    یکشب هوای گریه
    یکشب هوای فریاد
    امشب دلم هوای تو کرده است.

    • خودمم معمولا نمی فهمم…عکسها یه حسی دارن و نوشته ها یه حس دیگه عموما

  7. از روزی که این پستت رو خوندم گاهی به خودم می آم میبینم دارم زمزمه ش می کنم

    منم تهش دلم می خواد بگم حیف
    یا یه آه کوچولو بکشم

    • دقت کردی زندگی ما چقد پر میشه گاهی از این آه کوچولوها و حیف های مکرر؟

  8. آخی…
    چقدر دلم برای این عکس های پشت بوم های در جوار آسمون تنگ شده بود…


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: