Skip navigation

ـ سلام (جای دلتنگم)

 ـ سلام ( جای گریه نکن آخر!)

ـ اینجا باران می بارد (جای حرفی بزن آخر پسرم)

ـ اینجا آفتاب زده و ابر (جای خسته ترم از این روزها)

.

.

ـ می بوسمت (جای می بوسمت)

ـ من هم (جای من هم می بوسمت مادر دلتنگ ترینم)

Advertisements

36 Comments

  1. این یکی از بهترین نوشته هایی بود که ازت خوندم
    این شرم ذاتی ما از پدر و مادر و اینکه هیچوقت احساس واقعیمونو بیان نمیکنیم

  2. پسر، ما کم اشکمون سرازیر بود این روزا، تو هم به شدتش افزودی!!!!

    من هم دلتنگم و تشنه ی یک بوسه گرم! فاصله مون یه دیواره، ولی…
    یه چیزی همیشه این وسط وجود داره!

  3. ببخشید جای یعنی چی؟؟

  4. حالا خوبه اون «من هم» رو گفتی !
    من همونم نمیتونم بگم !
    از خفگی خفه میشم ولی نمیگم !!
    .
    .
    .

  5. باور کن فکر میکردم»جای» یه اصطلاحیه تو زبون شمالی
    خوب شد گفتی
    اینجوری که خیلی غمناک شد……

  6. حالا پسر میمیری خودت زنگ بزنی؟؟همه محبتتو به جای ،جای جای کردن مثل یه آدم ابراز کنی؟؟؟
    ولی چرا همه ما اینطوریم؟محبت رو از هم دریغ میکنیم
    حتی تو زبان
    آقای شاهنده خیلی زیبا بود این نوشته ات…

  7. اگر بگم مي فهمم دروغ گفتم چون تا به حال تجربش نكردم،يعني نتونستم تجربش كنم…واسه مني كه تو ايستگاه قطار يا ترمينال اتوبوس واسه يه سفر دو سه روزه بغضم ميگيره(فعلش درست نيست اما منظورم اينه كه دست خودم نيست) و دلم مي خواد محكم مامانمو بغل كنم فهميدن اين خيلي وحشتناكه
    .
    .
    .
    اگه جاي پاي دلواپسي هاي مامانا تو كل دنيا گل ميشد، دنيا چي ميشد؟
    .
    .
    خدا مامانا رو حفظ كنه

  8. عجب! ( جای همینیم دیگه!)

  9. خیلی دوست دارم این عکس رو …. خیلی زیاد …

  10. لوس نکن خودتو

    خرس گنده

    • خدایی اگه مصطفی نبود دلمون می ترکید تو این پست تو !
      D:

  11. وای ترکیب رنگیش خیلی خوبه …

  12. زبوني كه ابراز محبت نمي كنيم… مجازي هم كه مي خوايم يه كارائي انجام بديم اين مصطفي موسوي ضد حال مي زنه …

  13. ایشالله تلفن از شهرهای دیگه هم داشته باشی 😉
    (البته اگه رشتی نیستی)

  14. خجالت بکش ( جای پاشو برو به مادرت سر بزن)

  15. و من ِ پرانتز نشین
    من ِ یک عمر پرانتز نشین ..
    بغض می کنم لای سنگینی و درد ِ عشق پنهان ِ این جایگزین ها ..

  16. آسمون ِ اسیر لنز دوربینت غروبه ( جای دلش خونه.. )
    .
    .
    بازم شکار کن آسمون رو
    شکار ِ تو خوب است !
    بازم بیارش زمین
    پیش ما
    شاید پرانتز های میون آسمون و زمین یه روز جا افتاد ..

  17. پس تو هم عين مني…نميگي دل تنگياتو….

  18. 🙂

    • به چی می خندی؟

      • به اینهمه نگفتن ها !
        لبخند واسه اینجور وقتا کامل ترین چیزه .
        منم هستم
        خیلی وقتا اون چیزی که بایدو نمی گم انگار می ترسم ، انگار نبایده ، اونوقته که خندم می گیره

  19. چرا پس این همه سانسور؟

  20. چه عکس خوشرنگی

  21. هرچند معنیش کامل عوض میشه اما کاشکی به جای می نوشتی یعنی
    خیلی حال کردم

    • چاکریم علی آقا جان!!! هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم
      🙂

  22. نظری ندارم اگه فکر می کنی لازمه برو(به جای نرو…)

  23. با خوندن نوشته ت قلب من هم مثل این عکسی که از غروب گذاشتی گرفت…

    سبز باشی پسر… سبز سبز…

  24. رفيق بي كلك ؛ مادر
    .
    .
    .
    .
    عكس
    چقدر گرم بود

  25. ای کاش این «جای … » ها نبود
    کاش به جای این » جای … » ها ، یک چیزی بود که دل مادر را گرم می کرد
    کاش فقط سکوت نبود و حرفای پنهان دل

    نمیدااااااااانم

  26. اونجا یه وبلاگ روزنویسه دوست من. و برای من حکم يه تمرین یا دست گرمی رو داره. همین.
    ممنون که می خونی.

  27. آقا ورد پرس 4 تا تم برای فتو بلاگ داشت، که بهترینش مونو تون بود که اگزیف رو هم نشون میداد
    اما هیچ سایدباری نداشت و عملن هیچی نمیشد بنویسی
    با فارسی هم سازگار نبود

  28. اومده بودم بگم باهات قهرم ( جای دلم برات تنگ شده ! )


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: