Skip navigation

 

آخدا سرم گیج می ره…هزارتا فکر و خیال تو سرمه…یه چیزایی مثل ستاره های کارتونی یا شایدم شبیه کلاغ های سرگردون، دور سرم می چرخن آخدا …

آخدا! این روزگار چقدر بازی داره؟ … این عمر چقدر قصه می تونه بسازه… سرم گیج می ره…آخدا سرم گیج می ره…مثل وقتایی که تو ماشین زیاد وول می خوردم…دلم می خواد بیارم بالا این روزگار رو…

آخدا تو دیدی از اون بالا؟ یه عده اومدن عذاداری…یه عده اومدن اعتراض…یه عده شروع به زدن مردم کردن…یه عده کشته شدن…یه عده فیلم گرفتن…یه عده با ماشین مردم رو زیر کردن (له کردن)…یه عده خشمگین شدن… یه عده کف زدن و سوت کشیدن و هلهله کردن… یه عده گفتن قرآن پاره شده…یه عده گفتن دین به یغما رفت… یه عده باور کردن…یه عده گفتن هیئت آتیش زدن… یه عده باور کردن…یه عده یه خروار دروغ گفتن…یه خروار باور کردن… نفهمیدم چی شد… 38 نفر تو ایران آخدا؟… 8 نفر تو تهران آخدا؟…نفهمیدم چی شد…دین شد اسباب ِ بازی آخدا! آخدا! به حق حسینت! آخدا تو می دونی کی دروغ می گه! از تو چی پنهونه اِی ستار العیوب من؟ آخدا به حق همون حقیقتی که پنهون نمی مونه! به حق عاشورایی که تو خالقشی آخدا! دروغگو رو تو رسوا کن ای خدای لطیف من!

آخدا می دونی چیه؟ مادر بزرگم می گفت به مسلمون تهمت نزن! پدر بزرگ خدا بیامرزم می گفت حسین خلاصه حق و حقیقته… مادرم می گفت بهای سنگینی داره حقیقت…آشیخ میر علی، سرِ منبر مسجد چِلّه خونه می گفت حسین حق رو به بهای خونِش خواست…آخدا! آخدا! سرم گیج می ره آخدا! اینه دین و ایمون آخدا؟ آخدا حسینتو ببین چه جوری به بازی گرفتن آخدا! آخدا فتنه چیه؟ آخدا فتنه یعنی اینکه دروغ بگی و تهمت بزنی و یه عده رو به جون یه عده دیگه بندازی و خودت حالشو ببری؟ آره آخدا؟ همینه؟

آخدا سرم گیج میره آخدا! مثل خیلی وقتا پیش شدم…اون روزی که مرتضی عباسی، مبصر چاق و گنده کلاس اولمون، وسط کلاس پاشد و گفت: خانوم اجازه! این شاهنده ساندویچ نورمحمدی رو خورده! نورمحمدی به کیفش نیگا انداخت؛ خانوم معلم به من گفت: شاهنده! پاشو ببینم! بچه ها زل زدن از هر طرف بهم…اون موقع هم آخدا، فقط من و تو می دونستیم که من ساندویچ نورمحمدی رو نخورده بودم

 

 

———————

پی نوشت: تا می گن ممکنه میر حسین رو بگیرن بی اختیار این ترانه توی من مکرر میشه:

سر اومد زمستون

شکفته بهارون

گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون

کوه ها لاله زارن

لاله ها بیدارن

Advertisements

64 Comments

  1. نمی دونم چرا خدا دیگه عذابی نازل نمی کنه.

  2. این روزا شک میکنم به بودنش

    • این روزا بیشتر از همیشه به بودنش، خشمش، رحمتش و حکمتش ایمان دارم

      • دیدی نه خشمی دیدیم… نه رحمتی… و نه حکمتی…؟
        الآن اگر می‌خواستم برای این پستت کامنت بذارم قطعاً کامنت پایینی رو نمی‌ذاشتم!

  3. خدایا
    بخاطر ما نه
    بخاطر این بنده های بی پناهت نه
    بخاطر بدن های له شده زیر چرخ ها نه
    بخاطر قلب های پاره پاره نه
    بخاطر سرهای شکسته نه
    بخاطر خون های ریخته شده نه
    بخاطر پیکرهای به خاک نشسته نه
    بخاطر روان های زخم خورده نه
    بخاطر ما نه

    بخاطر خودت بلند شو
    خدایا بلند شو

  4. http://passionofanna.wordpress.com/2009/12/30/%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%9B-%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D9%87%D9%85-%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AC/

    بخون اینو
    خوبه
    خیلی خوبه
    .
    .
    پیش از شما
    بسان شما بی شمارها
    با تار عنکبوت نوشتند روی باد
    کین دولت خجسته ی جاوید
    زنده باد !

    • عالی بود…تا وقتی فراموشی هست تاریخ مجال تکرار داره…نباید فراموش کرد!
      .
      .
      حسین این لینک رو ببین حتما

  5. خداجون یه ماهواره های خفنی !!داره که همه چیزو میبینه ….!!!
    خداجون از اون بالا کل تاریخ بشر رو دیده
    روزگارهای پیچیده تر از این رو دیده
    حتی اون مبصر چاق و گنده کلاستون رو هم دیده
    ….

  6. آخدا! به حق حسینت! آخدا تو می دونی کی دروغ می گه! از تو چی پنهونه اِی ستار العیوب من؟ آخدا به حق همون حقیقتی که پنهون نمی مونه! به حق عاشورایی که تو خالقشی آخدا! دروغگو رو تو رسوا کن ای خدای لطیف من!

    بلند بگو الهههههههههههههههي آمين
    .
    .چقدر خوبه ماها حسابمونو از اين نامردهايي كه حرمت عاشورا رو نگه نداشتن جدا بدونيم
    .
    .حالا جون من تو ساندويچه رو نخورده بودي؟(وينك و نيشخند)

    • مرد حسابی!!!! کی حرمت عاشورا رو نگه نداشت؟ تو کجا بودی؟ تو چی دیدی؟ مرد حسابی به آخرتت فکر کن. به روزی که باید حساب پس بدی واسه تمام این تهمت هایی که زدین. اون صدا و سیما به درستی تو این متن اسباب فتنه شناخته شده! مرد حسابی به هوش باش. امید وارم حضرت حسین به خوابت بیاد امشب. امید وارم مهدی کنار گوشت نجوا کنه. بگه بهت: مرد حسابی! تو جواب خدا رو کی پس می دی؟

      • كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
        تو هرچه هم كه بخواني غزل، نمي فهمد
        “حكايت نرود ميخ آهنين در سنگ”
        نگو به سنگ، كه ضرب المثل نمي فهمد
        كسي كه صنعت تشبيه را نمي داند
        ركوع ماه و طواف زحل نمي فهمد
        ميان آينه و آب و شانه و گيسو
        لطيفه اي است كه آن را كچل نمي فهمد
        حديث درد به پايان نمي رسد اما
        هزار حيف كه اين را اجل نمي فهمد

        • .
          .
          .
          میان خون و جنون و نجابت گل سرخ
          حکایتی ست که خار این مثل نمی فهمد

    • حاج حسین! برادر عزیز! میشه یه حال اساسی به ما بدی؟ بگو درست درمون شیر فهممون کن که این حرمت حسین رو چجوری شکستن؟ بیا همین جا یه کم در این باره حرف بزنیم باهم! نه جنس مجادله که از جنس مفاهمه، مثل همیشه ی گفتگوهامون برادر

      • امين عزيز كي بنايم بر مجادله بوده است كه اين دفعه دومش باشد…چي بگم والله.
        1-حرمت شكني در روز عاشورا و سوت و كف وهلهله و تخريب اموال و آتيش زدن اماكن به صورت پارتيزاني كه اتفاق افتاده است. نيفتاده ؟ چرا همسوي با مردم عزيزمان اين انزجار و نفرت توسط عده قليل صورت نمي گيرد.
        2- تشخيص مصبيين قضيه به نظرم سخت نيست: همسوئي اوباما ، كسينجر، رضا پهلوي، مريم رجوي، انجمن بهائي ها و عده قليلي در تهران كه هتاك هستند و با معترضين انتخاباتي زمين تا آسمان تفاوت دارند با اوباشان و حرمت شكنان بينه است. نيست؟
        3- تعريفمون اگه از دشمن يكسان شود خيلي چيزا حله … من نظرم رو در پست قبلي گفتم و منشأ همه اين اتفاقات را دشمن مي دانم نه هموطنان معترض به نتيجه انتخابات و يا دولت
        4- مباحث امام خميني عزيز در باب اصل ولايت فقيه هم به صورت صوتي و هم تصويري و هم مكتوب موجود است. رجوع به آنها هم بد نيست. نميشه نومن ببعض و نكفر ببعض باشيم. بخشي از كلام امام را قبول كنيم و بخشي ديگر را نه
        5- راجع به مصداق نيز هم موارد و صحبتهاي حاج احمد و آقاي هاشمي به نقل از امام موجود است . راهكارهاي قانوني انتخاب رهبري هم طي شده است. من راجع به اصل ولايت فقيه و مصداقش خيلي حرف دارم كه الان جاش نيست.
        6- حضور در صحنه مردم را هم كه بي سابقه بود ديدين… نميشه هروقت اين مردم حضورشان مطابق با ديدگاههاي ما باشد هوشيار و زيرك معرفي شوندو هروقت نبودند گوسفند …مأموريت اداري و سانديس و با اتوبوس به زور آوردن و… جفاي نابخشودني به مردمي است كه جان و مالشان را براي انقلاب داده اند. و دوروز پيش نيز تجديد بيعت كردند.همين

        • آقای حسین…چند تایی جواب دارم و چند تایی سوال
          اول:بر فرض این قضیه درست باشه و عده ای معترض قلابی سوت و کف و هلهله راه انداخته باشن…سوالم اینه:سوت زدن حرمت عاشورا رو می شکنه یا آدم کشی؟؟؟اون مردم عزیزمان که راه پیمایی راه می ندازن چرا خون های ریخته شده رو نمی بینن؟؟؟سوالم واضحه واسه همین توضیح بیشتر رو لازم نمی دون
          دوم:در مورد توهم دشمن و دشمن باید بگم ما هر دو رو داریم…آدمهایی داریم که از ایجاد توهم هجوم دشمن و از بین بردن دین سود می برن…همون آدم ها هر اتفاقی می افته دشمن رو مسبب می دونن…ما دشمن هم داریم…زیاد هم داریم…کسایی که نفت و منابع ایران رو می خوان…که به سادگی قابل تشخیصن…اصولا توهم دشمن از دشمن به راحتی قابل تشخیصه…مگه اینکه از جا زدن اینها به جای هم کسی سودی ببره…آقایون اوباما و کسینجر و غیره و ذلک هم فرصت رو مغتنم دونستن…آقای حسین…اینها دارن از اختلاف بین من و شما سو استفاده می کنن…که این به ضرر من و شمای هم وطنه…و هم به ضرر این جنبش که برچسب وطن فروشی و بیگانه گرایی بهش می چسبه…البته از طرفی صدای خفه شده ی این جنبش رو همین آقایون دارن به دنیا می رسونن…سوال دوم:حالا دشمن ما کیه؟؟؟اونی که من و شمای هم وطن رو جدا کرده و دین رو خوار یا اوباما؟؟؟
          سوم:در مورد نکته ی چهارمی که شما اشاره کردین اصولا به این دلیل که کسی کار نیکی کرده یا در مقطعی از تاریخ شجاعتی به خرج داده نمی شه حرفش رو در حد حکم خدایی و وحی منزل بالا برد…یا پاره شدن عکسش رو توسط عده ای که معلوم نیست کی هستن تو بوق کرد و ازش سو استفاده کرد…آقای خمینی محترم هستن…اما با مطالعه ی تاریخ می بینیم که اشتباهات بزرگی هم مرتکب شدن…پس نمی شه فرموده ی ایشون رو معیار قضاوت دونست…معیار عقله…
          چهارم:آقای حسین…من و شما هموطنیم…به همون حسینی که اسمشو رو شما گذاشتن قسمت می دم که یک بار و فقط یک بار بشینی و بی طرف همه چیز رو مرور کنی…ممنون می شم جواب سوالات من رو هم بدی…در ضمن من اسلا اهل سیاست نیستم و دعوا هم ندارم و قصد توهین هم…

          • اصلا*

          • اول: هر دو تأسف باره ولی «الفتنه اشد من القتل» قرآن دستور برخورد شدیدی با فتنه گران داده ودرخصوص شایعه‌سازان كه مي خوان امنیت روانی جامعه را به هم بزنن می‌گه تبعیدشان کنید. در فتنه‌ها قتل‌هایی انجام می‌شه که فتنه را تشدید می‌کنه، یعنی یک نفر از مخالفین را ترور می‌کنن و بعد همه می‌گن لابد نیروهای حزب‌اللهی این کار را کردن و یا چند روز بعد یکی از نیروهای حزب‌اللهی را ترور می‌کنن و بعد می‌گن کار گروه دیگر بوده و به همین طریق می‌تونن جنگ داخلی ایجاد کنن.
            دوم: دشمن من و شما كساني اند كه از اختلافات خوشحال مي شن و هرروز آتيش فتنه رو شعله ور تر مي كنن. هرجند اين كه توهم دشمن وجود داره را قبول ندارم، وقتي بي بي سي مرخصي روز عاشورا به كارمندانش را لغو مي كنه خيلي خوش بينانه است كه فكر كنيم براي اطلاع رساني آزاد دلش براي ما سوخته.
            سوم: مباني فقهي ايشان را گفتم و براي من كه مقلدشون هستم حجت است… اين نكته اشاره به بعضي اشارات دوستان بود… نكته مهم اين است كه سير انتخاب رهبري مسير خودش را ( هرچند كه قبول نداشته باشين )به درستي طي كرده است ، اگر قانون ملاكمان باشد.
            چهارم: چشم. آنچه كه مي فهمم رو مي گم ، البته نه چشم و گوش بسته و قطعا داراي اشكالات و نواقصي است و خوشحال مي شم تذكر داده بشه . ضمن اينكه خيلي از عملكردهاي دولت ، رسانه ملي و غيره را هم قبول ندارم. براي من حمله به عزاداران حسينبه جماران و حرمت شكنان روز عاشورا علي السّويه هستش.

            • عاشقتم حسین…بزار چند روز دیگه حسابتو می رسم!!! به نظرم داری فتنه گری می کنی
              😉

        • من جواب می خوام…خیلی ی ی ی ی …آقا اگه ما اشتباه می کنیم یکی بیاد یقه مونو بگیره ما رو بکشه بیرون از این همه اشتباه نوچ و چسبناک که سر تا پامونو گرفته…یکی بیاد دیگه…جواب پی ال زد

    • ای بابا حاج حسین!!! به دین به ایمون من نخورده بودم!!! نکنه تو هم دل و دینت رو مثل بچه های کلاس و خانوم معلممون سپرده بودی دست مبصر چاق کلاس؟ تو ما رو می شناسی! ما اهل دست بردن تو کیف ملت نیستیم حاجی
      🙂

  7. امین با خوندن نوشته ات زار زار شروع کردم به گریه کردن…

    آخدا… بودنتو نشون بده دیگه لامصب…

    :((

    • آخدا بالای سر شاهده که خون بی تقاص نمی مونه! خاصه در بهار! خاصه در عاشورا

  8. ساندویچ نور محمدی – به شهر ما خوش آمدی

  9. دقت که میکنم
    خجالت میکشم
    که کی ها یاد خدا میفتم
    .
    چقدر آخدا داشت!
    .
    اما طفلک خدا! گند ها رو ما زدیم
    یقه ی اونو میگیریم
    .
    منظورم خودم بودا، کسی ناراحت نشه

    • ن که نفهمیدم بلاخره تو چی می خواستی بگی تو این کامنت
      D:

      • خب هر نقطه، جدا کننده ی یه مطلب بود!


  10. …….
    بیا ببین که دلم در به در بهانه ی توست

  11. امین
    تیترت دل خودشو هم لرزوند به گمانم …

  12. سپاه باید پشت مردم باشد. اصل مردم اند!
    ارتش هم باید پشت مردم باشد. ارتش و سپاه باید بگویند: جانم فدای مردم. اگر بگویند جانم فدای رهبر انحراف است!!!!
    از حقوق مردم دفاع کند. پشتیبان مردم باشد. اگر بگوید جانم فدای رهبر که می شود همان زمان شاه!!!!پس مردم برای چه انقلاب کردند؟

    گزیده ای از سخنان امام خمینی (قابل توجه سینه چاکان امام!!!) ، صحیفه ی نور، جلد سوم، پاراگراف 132

    • الهه جان
      مساله اینجاست که این سینه چاکان پاش بیافته جماران ِ همون امامشون رو هم نابود می کنن !

      • بعدش هم با وقاحت سندش رو که به لطف بیکران دوربین های همیشه در صحنه ضبط شده جعلی میدونند
        یا اینکه مدعی میشن از کجا معلوم که اونایی که حمله کردن سینه چاکان امام بودن !!
        حالا میتونی ثابت کن !!
        دریغ که یکی اون بالا هست که در محضرش نیاز به هیچ سندی نیست

      • حسام الدین منظوم
      • Posted ژانویه 1, 2010 at 02:59
      • Permalink
      • پاسخ

      ای بابا. مگر اما نگفت حرام است تعرض بر کسی که من فحش بدهد و عکس مرا پاره کند؟؟
      امام هم بازیچست… مثل حسین..مثل امام عصر (عج)
      .
      .

      هزار سال پس از انهدام آخر شیر
      زمانه دست به دست شغال ها افتد
      سگان هرزه گلوی خروسکان بدرند
      و گرگ های گرسنه سگ شبانان را

  13. مستیم و هشیار
    شهیدای شهر
    خوابیم و بیدار
    شهیدای شهر
    آخرش یه شب
    ماه می آد بیرون
    از سر اون کوه
    بالای دره
    روی این میدون
    رد می شه خندون
    .
    .
    .
    یه شب ماه می آد…
    .
    .
    .
    این صدا همراهمه این روزا
    می خونه
    می خونم باهاش
    گرم می شه قلبم…
    خدا بیداره
    می دونم
    باید صداش کرد
    باید گفت:آخدا…خودت حق رو به حق دار برسون

  14. اون روزی که مرتضی عباسی، مبصر چاق و گنده کلاس اولمون، وسط کلاس پاشد و گفت: خانوم اجازه! این شاهنده ساندویچ نورمحمدی رو خورده! نورمحمدی به کیفش نیگا انداخت؛ خانوم معلم به من گفت: شاهنده! پاشو ببینم! بچه ها زل زدن از هر طرف بهم…اون موقع هم آخدا، فقط من و تو می دونستیم که من ساندویچ نورمحمدی رو نخورده بودم


    این تیکه عالی بود
    دوسش دارم امین
    نگاری بود

  15. خسته نباشی حاج امین !

  16. فاصبر
    إن وعد الله حق

  17. جای مصطفی چقدر خالیه اینجا…مصطفی بیا کامنت بذار:)

    • واقعا ..

    • به شیوه عجیبی مفقود شده…امیدوارم چیزی که تو فکر من میگذره اشتباه باشه…امیدوارم

      • خدا کنه اشتباه کرده باشی امین…

  18. «پروردگارا
    گریه نکن
    همه چیز درست می‌شود»
    شمس لنگرودی

  19. سلام امین جان
    دیگه خسته شدم
    این به اون میگه دروغگو
    اون به این می گه محارب
    خسته شدم
    دلم برای خود م
    اون خود قبل از اینهمه روزای بد
    تنگ شده
    دلم برای همه تنگ شده
    اون همه ی قبل از این همه تفرقه
    این همه تهمت
    نمی دونم
    شاید طبع شاعرانه م داره الان مینویسه
    امیدوارم درست شه همه چی

    • از حست با خبرم…خوندم پست آخرت رو…از تو چه پنهون که منم دلتنگ اون آرامشم…اما مگه می ذارن…دلم اون شعر های عاشقانه ی آرومم رو می خواد…مدتهاست که دارم از روزمرگی های عجیبی می نویسم که دارم توشون بالا و پایین می شم…دلم می خواست شاد تر از اینی که الانم باشم، اما نیستم…اینم بگم که عجیب امیدوارم…شاید امیدوار به اینم که بجه های ما جور ما رو تو شاد بودن بکشن
      🙂

  20. دیروز ( پنجشنبه دهم دیماه )سر شب ،وقت اذان مغرب
    میدون ولیعصر بودم
    کل میدون زیر چکمه ی پلیس ضد شورش بود
    رفتم تو مسجد نماز بخووونم( مسجدی که نزدیک ایستگاه تاکسی های رسالته )ه
    دیدم کلی از همون پلیسا با کلاه و باتوم و … اومدن تو مسجد و وسایلشونو یه گوشه ای گذاشتن و دارن نماز می خونن
    صحنه ای بود ها !!!ه
    دلم یه جوری شد
    دیدم
    چجوری میشه که مسلمون واسه مسلمون
    شیعه واسه شیعه
    چنگ و دندون تیز میکنه
    گند بزنن به این سیاست

    • حتماً هم اون نماز قبوله !
      نمازی که وضوش رو با خون گرفتن حتماً قبوله !
      اجرشم بیشتره !!

    • بله واقعا گند بزنن به این سیاست
      منم اون روز ولیعصر بودم
      اون موقع کسی نماز نمی خوند
      نزدیک به پنجاه تا مامور گارد فقط سر یه کوچه بودن
      وقتی می خواستم از کنارشون رد بشم باتوماشونو می کوبیدن به سپر هاشون
      همه ی پنجاه نفر
      واسه ترسوندن عابر ها
      و من با اینکه سعی می کردم خونسرد باشم قلبم تو سینه م تند می کوبید
      خدا قبول کنه طاعات و عباداتشون رو…!!!

  21. من اونقدر به این پست سر می زنم تا کامنت مصطفی رو توش ببینم !
    .
    .
    .
    الان اینجا کی کیو اذیت کرده ؟؟ تایید و هم دردی که اذیت نیست ! هست ؟؟
    منم هی فکر که می کنم به این قضیه ی مسجد یاد ابن ملجم میافتم ..
    باتوم و سپر کنار مسجد ؟؟؟!!

  22. چقدر چسبيد امين شاهنده اين دردل ها… سرگيجه » اي رو كه گفتي مي فهمم ، چون من كه از دوشنبه تا 4شنبه تو كما بودم رسما..دروغگو رو تو رسوا کن ای خدای لطیف من!
    .
    .
    مي دونين چيزي كه بيشتر حالمو بد مي كنه كه همه ما (و البته ما به خاطر دفاع) آويزون شديم به گردن دين … هرچند تاريخ رو ميشه مرور كرد اما توي اين روزگار اونها بودن كه چه قياس هايي بين ما و چه قماش هايي در تاريخ مثابل حسين ع نكردند!!!
    كاش يه لحظه فكر مي كردن كه بايد» يه روزي جواب پس بدن
    «

  23. حیف نیست ؟
    چرا استفاده نا مناسب؟
    این شعر در اندازه های موسوی نیست باید خیلی بزرگتر بشه
    ا

  24. وبلاگ شما رو از وبلاگ سیب پیدا کردم.
    عکسهایی که میذارید فوق العاده است.

    فکر نکنید مثل بچه های دو سه ساله فقط عکسها رو نگاه کردم. مطالب شما هم زیبا هستند ولی عکسها (به نظر من) چیزی فراترند.

  25. شاید اینو دیده باشی ..
    نمیدونم ..
    شایدم ندیده باشی ..

  26. با عوض کردن شعرش موافق نیستم
    در کل ..
    قصدم از فرستادنش یه چیز دیگه است ..
    یه حس مشترک که مطمئنم با دیدنش برای هممون زنده میشه ..

  27. دوست نداری پست جدید بذاری احیانا؟!

  28. آخدا، آخ…

  29. ممنون که سر زدید،
    اگه اجازه میدید لینکتون کنم.

  30. اینو دیدم باز یاد این پستت افتادم …
    به قول مهتاب از بس گفتیم سر اومد زمستون واقعاً انگار سر اومد زمستون !

    زمستون نداریم اصلاً ..
    انگار خدا هم فهمیده زمستون دلامون از هر زمستونی سردتره امسال …

  31. یاد دهخدا بخیر با شعر زیبایش برای ميرزا جهانگيرخان شيرازي . انگار قصه صور اسرافیل های این خاک بنا ندارد تمام شود.

    اي مرغ سحر ! چو اين شب تار
    بگذاشت زسر سياهكاري
    وز نفخه روحبخش اسحار
    رفت از سرخفتگان خماري
    بگشوده گره ز زلف زرتار
    محبوبه نيلگون عماري
    يزدان به كمال شد پديدار
    و اهريمن زشتخو حصاري
    يادآر زشمع مرده . يادآر …

  32. یهو امشب دلم هوای این پستت رو کرد…
    هی خوندم و غرق شدم تو روزای سیاه این روزای پارسال…
    سرم گیج میره…
    سرم هنوز گیج میره…


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: