Skip navigation

 
 
 
 
 
از پس و پشت بالش و خواب
با پای کوبه های همهمه،
سر می رسند سپاهیان واژه …
کلمات، چون آب ِ از هاون گریخته،
گاه شعری می شوند ترس آلوده،
گاه مرثیه ای برای خون
و گاه لابه ای برای آزادی
 
اکنون، گاه نوشتن است،
                   از جنس روزگار…
 
گاه نوشتن است اما
از این میانه شعر و خون و آزادی
از این میانه روزگار و ترس و تنهایی
دوباره گاه ِ تو بی گاه سر می رسد…
دوباره پس می زنی تمام شاعرانه های هراس را
کلمات مرگ آلوده را دیگرگونه به ناز می سرایی
و آن شعرهای سرگردانی، دوباره
شبانه های دلتنگی و
عاشقانه هایی عروسانه می شوند…
 
گاه نوشتن است از جنس روزگار اما
            
   نمی گذاری تو ای بانوی پرسه گرد…
.
.
.
. 
امین شاهنده 
Advertisements

39 Comments

  1. هوای گریه بامن

  2. خوشا به حالت ای روستایی
    چه شاد وخرم چه باصفایی!!!
    درشهر ما نیست جزدود ماشین….

  3. آقای شاهنده این عکس واقعا معرکه است
    دلم گرفت اول صبحی

  4. گاه نوشتن است از جنس روزگار اما
    نمی گزاری تو ای بانوی پرسه گرد…

    خیلی خوب بود…
    راستی مگه میخواستی روی بانو بنویسیش که نمی گزارد!!!!!!!!D:

  5. 🙂
    ضمنا نمی گزاری با ذ درسته!

  6. عکست خیلی دلگیر بود
    البته من خیلی خوشم میاد از این جور عکسها..حال و هوای قدم زدن توی بارون به آدم میده

  7. هم عکسو هم شعرو خیلی دوست داشتم
    .
    تو فضای شعرت می شه راحت قدم زد و دید وقتی اون گوشه موشه ها ذهنت شدیدن درگیره یه آهنگی با چه سرمستی از راه می رسه ، ذهنت یهو از تمام درگیریا خالی می شه و همراه اون موسیقی میری ، می تونه از موسیقی هم لطیف تر باشه می تونه یه عطر باشه ، اونقدر آشنا که می دونی همیشه بوده و تمام وقت تو ذهنت پرسه می زده .
    .
    حال خوبیه اما به قدر عکسی که گذاشتی دلگیره ، چرا خوب می فهمم حسه شعرتو ؟ درگیرش بودم گویا !

  8. امین، هشت تا «گاه» تو شعرت بود..
    تازه اگه گار های روزگارا رو حساب نکنیم. وزن شعرت سنگینه خیلی. حال نداد زیاد

    امضا: حال گیر محل 🙂

    • به نظر من تکرار گاه و بیگاه «گاه» یه امتیازه برای این شعر. روزگار هم به نظر میاد تعمدی با «گاه» ها کنار هم نشستن.
      نمی دونم وزن سنگین یعنی چی اما من مشکلی نداشتم با خوندنش.
      من دوست داشتم این شعر رو.

  9. «دوباره گاه ِ تو بي گاه سر مي رسد »
    خيلي خيلي خيلي فوق العاده بود جناب امين شاهنده …. طبق هميشه عكس همخوان شعر شما
    .
    .

  10. گاه نوشتن است از تنهایی و انتظار…

  11. یه جاهایی روایت بریده شده.شاید عمدی بوده اما خیلی خوب نشده.مثل وقتی که بانو رو بار اول مخاطب قرار می دی.
    دوباره گاه ِ تو بی گاه سر می رسد
    دوباره پس می زنی
    پریدن از «گاه» سوم شخص به پس می زنی مخاطب روبرو تو ذهن من خوب ننشست

    شعر ساختار پیوسته و چارچوب قابل توجهی داره
    موفق باشید و پیوسته

  12. لعنت به این روزگاری که شاعر رو مجبور به تعهد میکنه

    شاعری که باید یله و ویلان باشه بین کلمات و احساس

  13. راجع به عکس که گفتنی ها رو گفتم پیشتر…
    اما راجع به شعر
    اول ترکیب هایی که می پسندم رو می گم
    نمی گم بد یا خوب(دقت کنید)می گم می پسندم چون دوست ندارم کلماتی رو که از روح شاعر می آد رو با محک وزن و ترکیب و قافیه بسنجم…این کار از نظر من سلاخیه احساسه
    عبارت هایی که می پسندم:
    از پس و پشت بالش و خواب
    کلمات، چون آب ِ از هاون گریخته،
    دوباره گاه ِ تو بی گاه سر می رسد…
    به ناز می سرایی
    عاشقانه هایی عروسانه می شوند…
    بانوی پرسه گرد…
    حالا اونایی که کمتر می پسندم:
    گاه مرثیه ای برای خون
    از این میانه شعر و خون و آزادی
    از این میانه روزگار و ترس و تنهایی
    شبانه های دلتنگی و

    • این شیوه از بررسی شعر خیلی کمک می کنه
      منم با شبانه های دلتنگی خیلی موافق نیستم…یه جورایی عبارت کلیشه ای شده
      .
      .
      .
      یاد تعبیر های عمیق باران بهاری تو 360 بخیر

  14. در کل دوست داشتم شعرتو امین:)
    و از یه چیزی خوشحالم
    اینکه دوباره داری می جوشی و سطر ها رو یکی یکی طی می کنی
    درست الان وقت یه شعر بلند بود
    که خواننده رو همراه خودت کنی
    بالا و پایینش کنی
    بکوبیش به در و دیوار
    و تو آخر شعرت
    ببریش تو سکون و رخوت
    اینجوری نوشتنو دوست دارم …خیلی:)

  15. یه پیشنهاد
    واسه عکس هات اسم بذار
    این خودش یه جور شعر نوشتنه
    اینکه محلی رو که عکس رو گرفتی ذکر کنی یه جورایی حس عکس رو می گیره
    یه جورایی خیال بیننده رو متوقف می کنه
    من دوست دارم تخیل کنم
    مثلا فکر کنم تو یه بعد از ظهر کشدار و مزخرف جمعه
    یهو با یه رعدو برق یا با زوزه ی باد از خواب پا شدی
    و از پنجره ی اتاقت این عکسو گرفتی
    فقط یه پیشنهاد بود امین…مختاری:)

  16. خیلی خوب بود،
    انگار راس های یه چندضلعی رو گرفتی و همه شونو کشیدی به سمت مرکز اون، البته با یه بی نظمی خاص و دردی که توش حس میشد!
    شاید درد اسارت توی همون چند ضلعی کذایی!!!
    با یه نگاه از بالا و … شاید نگاهی دست نیافتنی!
    یه رهگذر که…

  17. اين عكس منو ياد اون الله اكبرهاي شبانه انداخت !
    قرار ساعت 10 …
    سايه هاي تاريك و ناشناس …
    و فريادي كه تا خدا ميرسيد …

  18. دلم می خواد از یکی از پنجره های خاموش ِ پایین عکست زل بزنم به آسمون .. اون حجم ِ اسیر و روشنی که گاهی از دل نازک ابرها پیدا می شه و گاهی محو می شه رو تعقیب کنم ..

  19. امان از سپاهیان واژه ..
    امان از تعهد ِ شعر و خون و آزادی ..
    امان از بی گاه ِ او ..

  20. »
    شاعرانه های هراس
    شعرهای سرگردانی
    »

    چه توصیف دقیق و دلچسبی بود ..

  21. 😀

  22. آقا ما هم هی می خوام از پستی روزگار بسراییم و غم چمبره زده رو دل مردم.. این آقامون نمی ذارن!! همه چی می ره سمت چشمهاشون.. نگاهشون.. لطیف میشیم ناخوداگاه، گاه و بی گاه..

  23. گاه نوشتن است از جنس روزگار اما
    بانوی پرسه گرد کجایی تا نگذاری…

  24. گاه نوشتن از بانوی پرسه گرد است
    اما نمی گذاری تو ای روزگار!!

  25. اين پستت در جواب پست غزاله خياط بود يا پست غزاله خياط در جواب پست تو؟… امروز داشتم شعرهاي سيد حسن حسيني را در سالهاي منتهي به پيروزي انقلاب مي خوندم سرشار از اميد بود، نمي دونم در پستهاي اخير شما و تعدادي از دوستانتون نااميدي موج مي زنه … دليلش را واقعا نمي فهمم، نمي خوايد بگين كه سياسيه و… واقعا پذيرفته شدني نيست

  26. امين
    برو خدا رو شكر كن در دسترسم نيستي
    مي كشتمت بخدا !!!!!!!!!!!ه
    خيلي خوشم اومد امين
    سبك شعريتو خيلي دوس دارم
    نفسم تازه شد
    فازي بردم ها !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    دس مريزاد
    خفني
    يا مولا علي

  27. منم يه شعر تو اين مايه ها دارم
    وسوسه م كردي بذارم رو بلاگ!!!ه
    البته ما حالا حالاها بايس پيش تو شاگردي كنيم داداش

  28. salam ghashang minevisi va gfaghat ghashng neveshtan nist ghashang fekr mikoni


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: