Skip navigation

بس که شتاب کردی
وقت رفتن،
جا گذاشته ای
مداد ابرویت را
پای آینه
و چشمهایت را
توی آینه…
.
.
.
.
.

امین شاهنده

Advertisements

35 Comments

  1. اول شدم گویا

  2. این پستتو خیلی دوست دارم
    یه حس جالبی تو کلماتش هست
    عجله
    دلهره
    نگرانی

  3. دفتر نقاشیه

  4. خیلی خوب بود
    مخصوصا جا موندن چشمها
    .
    .
    خیلی چیزها می تونم در موردش بنویسم
    اما همه اش میرم سمت ماجرایی که الان تمام ذهنم رو مشغول کرده

  5. شعر خیلی خوب بود
    عکس را نفهمیدم

  6. چشم‌هایت در آینه ماندنی شده‌اند…
    برای همیشه

  7. می گم که این عکسها رو خودت می گیری؟
    خوشگلند هااا

  8. کاش یکیش و جا می ذاشت
    هر دوتاش برای من سنگین بود

  9. آی نگار نگار
    بیا به بالینوم
    شبنم گل نار
    بیا به بالینوم…

  10. بابا تو كارت خيلي درسته
    اين شعرت خيلي غوغا بود
    جددن ميگم
    آقا شما خيلي خفني!!!ه
    كيف كردم!!!صفا كردم
    .
    .
    .
    .
    عكستم زيبا بود
    اما شعرت بيچاره م كرد

  11. خوب شد چيزاي ديگه جا نموند حاجي.

  12. لذت بردم

  13. جه حس نازك خوبي

  14. خوشم اومد ازش یجورایی کیف کردم

  15. 1- به نظرم این سری انتخاب عکس با موضوعت خوب نبود…
    2- شعر، شعر خوبی بود، یه کم موضوعش واسم تکراری بود ولی حس خوبی داشت…
    3- حس می کنم اگه به جای «جا گذاشته ای» ، جا گذاشتی می نوشتی بهتر می بود…
    4- خوب بود گل پسر

  16. امین امین امین
    .
    .
    .
    از روی تخت خالی
    تاری از مویش را بردار
    گره بزن به خیالت
    ذره ای از کسی را
    که زندگی اش را گره زده به خیالت
    .
    .
    .
    همین

  17. آخر شدم گویا
    چه بهتر
    🙂

  18. بیا! حالا باس بره یه مداد ابرو دیگه بخره..

  19. کاش بال‌هایت فراموش نکرده باشی روی طناب
    همان‌ها که دیشب شستم و پهن کردم روی پشت بام

  20. تو فوق‌العاده‌ای…
    همین.

  21. حـــالا یـــکی ابــروهاش تاتــو باشـــه تکلــیف چیــــــه؟؟؟؟

  22. کامنت سمیرا

  23. بس كه شتاب كرد جايم گذاشت…

  24. نگارووو… گل ِ گلخونه ی مو…

  25. امضا : همزادت
    🙂

  26. شعر نگار با کمی تغییر خیلی خوبه …

    • حسام الدین منظوم
    • Posted اکتبر 10, 2009 at 02:31
    • Permalink
    • پاسخ

    ما را سوی درد رهنمون گشت

  27. جا گذاشته، که سبک بارتر برگرده شاید.» خوش بینی، لذت ابلهانه ای داره. «

  28. خوب بود و قوي!
    عكس هم كه مثل هميشه عالي!

  29. سلام!

    عکسش که… چه آسمونی بالاسرمونه!!

    شعرشم، فک کنم کلا وجودشو جا گذاشته!

    «هر لحظه از خیال تو سرشار تر ولی…» دقیق یادم نمیاد اینو کجا خوندم، ولی همش دارم با خودم زمزمه می کنم! به این پست هم که خیلی میاد 😉

  30. حواست نبود
    مداد را به عمد جا گذاشت
    تا تو در آینه چشمانش را خط بکشی که نگاهش از آینه ات محو نشود

  31. چه خبره! نیستی

  32. کجا جا موندی امین ؟
    بیا .. آیینه ت خاک گرفت !

  33. mamnun ke behem sar zadin.bade modatha weblogamo up kardam.mitunin bekhunin,zemnan poste jadidetunam ghashange…

  34. عجیب دوست دارم این پست رو
    می خوام تک تک کلماتشو از صفحه جدا کنم و سر بکشم
    یه جورایی می ره تو خونم ناخوداگاه


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: