Skip navigation

همه جا هست…حتی بین پنجره های مکرر ساختمون رو برو… دلم تند میزنه…یه چیزی مثل ترس توی تنم جابجا میشه…ساختمون روبرو…از لای تاریکی صدای نعره های مرد میاد…از توی تنها پنجره روشن…و لابد پشت تموم پنجره های تاریک، همسایه ها گوش سپردن…صدای بچه ای که التماس میکنه…کوبیدن در…فریاد زن…فریاد زن…فحش های مکرر… […] ،[…] ، […] …صدای ضربه های محکم مشت…گریه وحشیانه و التماس مکرر بچه…فریاد زن…پنجره روشن…پنجره های خاموش
 
  
 
همه جا هست…همه جا…رو صندلی سینما نشستم…جدالی تو تاریکی بین ما شروع میشه، من و سرباز کناریم…جدالی شبانه سر دسته صندلی سمت راست…دسته مشترک بین من و اون…کی فتح میکنه؟ اونی که چاق تره، بیشتر بو میده، بیشتر زیر لب فحش می ده و بیشتر  […]…فیلم تموم شد بدبختای […]
 
  
 
همه جا هست…به علی بقال می گم بابا جون! همه جا بهمن کوچیک 600 تومنه! چرا می گی 650؟ حاجی ارزونی! این پنجاه تومن من رو گدا و تو رو پول  دار نمی کنه همسایه! می گه: اصلا من به شما جنس نمی فروشم! خوش گَلدی…خریدار نیستی…میام بیرون… مردیکه […]!!!
 
 
 
همه جا هست…حتی تو شبای آزی نازی…آزی پنج سالشه…می ره مهد…با سرویس…سه شبه که تو  خواب جیش میکنه و بیدار میشه و منم از صدای گریه اش  بی خواب میشم…باباش صب تو راپله فحش می داد به در و دیوار: […] و […] و […] … می گفت شاپور آقا، راننده سرویس مهد، واسه اینکه بچه فسقلی ها تو مینی بوس شلوغ نکنن کلی ترسونددشون! گفته اگه شلوغ کنن میبردشون جنگل مولا و میده شیر مرتضی علی بخوردشون!!! فکر کن!!! مردیکه […]
 
 
همه جا هست…حتی لای ماشینا…تو ترافیک ِ […] حکیم گیر کردی…صب ساعت هفت…استغفرالله…لعنت به دل سیاه شیطون…چرا بوق می زنی؟ آخه واسه چی شازده…فرمون میگیره طرفت…هلت میده بری کنار…گارد ماشینش تا تو دماغت جلو میاد…دلم می خواد باهاش لجبازی راه بندازم…زور میگه! زور میزنه!!! بیخیال! ترمز می زنم…نگاش می کنم… دشت اول فحش سر صبح جفتمون رسید…
مردیکه احمق
– چی می گی یابوی […]؟
 
  
همه جا هست … سرکار یه تخته وایت برد ته قسمت ما زدن به دیوار…سفیده مثل کفن سهراب…از بد حادثه، این روزها شعرهای کج و معوج روش زیاد می نویسن…یکی از بچه ها اما مدام از مرگ می نویسه…آی جوانان له شدن…آی خون به دل داریم شبا هنگام! آی وای آی مرگ دم در خانه های سبز آورده اند…آهای مردم ساحل، یکنفر دارد می سپارد جان جوان ناکام خودرا!!!!!! من دلم نمی خواد اما…دلم امید می خواد …دلم می خواد شعر این روزگار رو با شعف بنویسم…دلم می خواد بقیه شعر رو با پیراهن سبز حس کنن نه با مانتوی یقه چرک مرگ آلوده!!! من و اون اما نمی تونیم با هم حرف بزنیم…این وسط سفیدی کفن گون وایت برد زیر مناقشه معوجج ما با ماژیک قرمز زخم میخوره و لابد به جفتمون می گه برید گم شید جوجه مبارزای […]
 
  
 
همه جا هست… می ریم جلسه از طرف شرکت…شب قبل بچه هابیدار نشستن تا چیزی واسه دیدار احمقانه با کارفرما کم نباشه…تو جلسه اما هرچی می گی حالیش نمیشه…حرف خودشو میزنه…انگار نه انگار که مشاورشیم…می گن حاجی بازجو بوده! می گن بهش می گفتن داماد اونوقتا…تموم فکراتو تو یه لحظه میریزی دور…با خودت می گی گور باباش…حتی  یه فحش های بدترم می دی بهش مثل […] یا  […] دفتر دستکتو جمع می کنی و می گی بله قربان! هرچی شما بگید! به شرکت ما بازم پروژه میدین قربان؟آخه ما گیر نون شبمونیم! ممنون…فی امان الله حاج آقا…التماس دعا حاج آقا…الله مع الشاکرین حاج آقا…شکر…شکر
 
  
 
 ……..
 
 
همه جا هست…تو تموم لحظه ها…تو خلوت و عشقبازی های نهان تا ملا عام و تو جمع بی انتها…گاهی حس می کنم ما تو سلسله مراتبی از دیکتاتوری رشد می کنیم…تکرار می شیم…همه ما دیکتاتور های کوچک و بزرگی در درونمون داریم…تجربه ای به عمق یه تاریخ رو هر روز باز تولید می کنیم…تو خونه..سر کار..تو صف تاکسی…تو صف دستشویی فرودگاه…تو سرویس مدرسه…همه جا همه جا…همه جا هست و از درون ما به ما نگاه می کنه
ما با هم کنار نمی یایم…ما مدام فحش می دیم تو دلامون……ما تکرار مکرر تاریخیم
Advertisements

42 Comments

  1. […]
    […]

    • […][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…][…]
      آینه

  2. مثل این فیلمهای هالیوودی…. به همین خاطر ازشون خوشم نمیاد… پر از حرفهای زشتن.. تازه ما فقط یکی دوتاش رو بلدیم.. خدا میدونه چند تا از اون اصطلاحهای چاله میدونی نیویورکی هم میگن که ما اصلا نمی فهمیم
    ………………..
    ولی نمک زندگی اونطرفه… این طرف از این خبر ها نیست…

  3. 🙂
    دوست داشتم نوشتت رو

  4. بهمن کوچیک 650 تومنه
    همین دیروز برا لطفی یه بسته خریدم من

    .

    در ضمن فحش خیلی چیز خوبیه
    لازمه برای همه جای آدم

  5. فحش!؟
    زشته! بده! خوب نیست آدم بد دهن باشه!

    ولی شنیدم میگن آدما اینجوری عصبانیتشون رو خالی می کنن!

    منم نوشتم… گفتم بده… ولی میگن «آزادی بیان»!
    خوب حریم افراد و احترام متقابل چی میشه!؟ چرا از آزاد بودن فقط «فحش دادن» رو یادمونه؟ هر چیزی که به نفع ماست! اون خوبه!

    ولی… فحش دادن خیلی بده!

    • موضوع فحش نیست

      • این که هرکدوم از ما یه دیکتاتور بزرگ یا کوچک درونمون داریم؟

        اگه موضوع این باشه، یعنی این دیکتاتور درون که باعث میشه ما هر کدوم از این کار ها رو انجام بدیم؟

        خودخواهی، امید نداشتن، ضعیف کشی، بی کفایتی یا خیلی چیزای دیگه مثل اینا رو میشه توی این پاراگرافا دید!
        ولی نمیدونم منظورت همین بوده؟

        اگه بازم اشتباه فهمیدم، بگید تا فکر کنم ببینم چی دیگه میشه از این فهمید!
        همین!

        • بی خیال رفیق
          🙂
          هرچی دیدی دیدی…قصه قصه همه اینهاست
          🙂

  6. salam amin jan
    agha tahvil begir
    javab nemidam chon emkanat nadaram alanam kafi netam
    mamnoon ke sar mizani o vaght mizari
    movaffagh bashi

  7. چرا فحش هاشو سانسور کردی ؟؟
    با فحش باحال تر میشد
    من فکر میکنم این فحش یه جورایی عجیب تو فرهنگ ما رخنه کرده بعضی وقتا ما به وسیله ی فحش ابراز علاقه میکنیم

  8. همه ما دیکتاتور های کوچک و بزرگی در درونمون داریم…

    عالي بود.
    درسته اونا سياهي لشكر ما شدن. اون روز فك ميكردم سياهي لشكرشون ميشيم اما بعد بخوبي متوجه شدم كه سبزمونديم…

  9. نمي فهمم چرا همه گير دادن به فحشه !!! معلومه كه روايتي كه داشتي راجع به چيز خيلي مهم تر و بدتري از فحش بود ، راجع به چيزي كه خيلي موذي تر از اين حرفاست كه هر كسي بتونه به خوبي تو حرفشو بزنه ، امين شاهنده راستش اين روزا منم خيلي دلم اميد مي خواد ….
    .
    .
    يه چيز نگران كننده اين روزا تو مغزم رژه مي ره ، نه اينكه ما خودمون هم يه جورايي هر جا كه فضا باشه يه جورايي ديكتار كوچكيم ، نكنه عادت كرده باشيم كه همون جور زور بشنويم و زور بگيم ، نكنه عادتمون داده باشن ، به اينكه به كمترين چيزا دل خوش كنيم و به كمترين چيزا فكر كنيم
    .
    .
    اگر ما تكرار مكرر تاريخيم ( كه هستيم ) خدا بعضي قسمت هاي خاص و برجسته تاريخ هم نصيبمون بشه ، يعني خودمون درستش كنيم ، بعضي جاها كه … گفتن نداره ، اين روزا شايد حرفاي بي اينكه گفته بشن هم فهميده بشن
    خدا حفظت كنه

    • سعیده! ملتی که هزاران سال دیکتاتوری رو بازتولید کردن تو ده سال و سی سال نمی تونن از هیولای درونشون رها بشن
      می گن خاورمیانه زادگاه پیامبران و دیکتاتورهاست…همنشینیه عجیبیه
      پروز پیران می گفت ملت ایران برای رسیدن به امنیت تموم تاریخ تن دادن به دیکتاتوری و بازتولیدش کردن
      درد مشترک ما بخشیش درون ماست

  10. همه انسان ها در محدوده ي فرمانروايي كوچك و بزرگ خويش ديكتاتور هستند ..
    اما ..
    هميشه بهش فكر ميكنم …
    به اينكه خدا هم در دايره ي قلمرو خود ديكتاتوري است …

  11. از اون پاراگراف تخته وايت برد خيلي خوشم اومد …..

  12. وجود موتیف «همه جا هست » خیلی خوب بود…
    یه رابطه ای رو بین همه بخش ها تونستی با این کار برقرار کنی که خیلی خوب شده….
    خط آخر رو هم خیلی دوست داشتم … ما با هم کنار نمی آیم…

  13. همه جا هست…
    و ما انسان را در فحش آفردیدیم.
    همه جا هست …
    درک یادرک مسئله این نبود یا بود یکی نبود و یکی به درک بود.
    داخلی/یه رستوران/دو تا دختر پسر/روبروی هم
    غذاشوق طول کشید / دو تا دوغ / نیمه یخ زده
    دوغا که تموم شد/موند یه تیکه یخ سمج که در نمیومد/مسابقهی گذاشتن کی
    می تونه درش بیاره/ بعد ده دقیقه موفق شدن / اما یه دنیا خندین/
    از ته ته ته دل / بی خیال من و بقیه /وقتی زدم بیرون /
    با خودم گفتم /همه جا هست …/نگاهت کجاست ؟

    • حسام الدین منظوم
    • Posted سپتامبر 25, 2009 at 02:31
    • Permalink
    • پاسخ

    خواستم بنویسم…دیدم تو دلت نمیخواد…دلت میخواد از امید بنویسیم….یه شب از همین شبا میام…برات از امید مینویسم……

    • داشتیم از امید می نوشتیم حسام …
      داشتیم از امید می نوشتیم امین …
      نذاشتن !
      نذاشتن … !

  14. همه جا هست… تف به روزگار ِ دیکتاتور پرور ِ دیکتاتور پرست!!!

    بزن زنگ و…

    امیدیه، امیـــد!

  15. 🙂

  16. ما بی شماریم امین…خیلی هامون دیکته مون بیست بوده تو مدرسه…

  17. » همه ما دیکتاتور های کوچک و بزرگی در درونمون داریم… »

    » درد مشترک ما بخشیش درون ماست … »
    ….

    وقتایی که انقدر زیاد راست می گی نمی تونم هیچی بگم …

  18. » ما تکرار مکرر تاریخیم »

    این ترسناک ترین بخش ماجراست …

    و اینکه وایت برد سفید زندگی بریده بریده فحش بده بهمون که : [ … ]

    ….
    ……….

  19. خب دیگه..
    ما اینیم دیگه! درست بشو هم نیست تا وقتی که …

    D:

  20. فحش چه ربطی داره به دیکتاتوری
    فحش جزو ویژگی های فرهنگی !! هر جامعه است

    مثلا ایتالیایی ها به غیر از شمالی هاشون خیلی فحش می دن
    نمی خوای بگی که اونام زیر یوغ دیکتاتوری ند

    • اونا هم هستن…سالها دیکتاتور دیدن
      اما
      فحش نکته انحرافیه این پسته

  21. khob bod dosesh dashtam va kamelan bahat movafegham.

  22. بیار باده که دوران جم نخواهد ماند

  23. بسیار زیبا بود دوست من

  24. بفکن ز هم این اساس تزویر

    بُگسل ز هم این نژاد و پیوند

    برکن زِ بُن این بنا، که باید

    از ریشه بنای ظلم، برکند

    زین بی خِردان سِفله بِستان

    دادِ دلِ مردم خردمند.

    به نظرم اون ظلم مجازی از همین «ما» شما در کل پاراگراف آخر باشه

  25. می تونه نباشه…. من از خودم شروع می کنم

  26. همين چند روز پيش داشتم فكر مي كردم ما ايراني ها چه قدر بي طاقتيم و عصبي ….سريع عصباني ميشيم و سر همه داد ميزنيم و به هم فحش ميديم و تو كوچه و خيابون دست به يقه ميشيم….اصلا خونسرد نيستيم و نمي دونيم آرامش يعني چي؟

  27. با حال بود شاهنده.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: