Skip navigation

  
 
پدر مخالف رژیم بود
نه از فشار می ترسید نه از چربی
هر روز هم چاق تر از دیروز
یک روز برق آزمایشگاه رفت
پدر نعره ای کشید
گاومیش حسن زایید
شیر خشک، ملی شد
از آن روز به بعد
پدر، رژیم را …
به گزارش پزشکی قانونی
بر اثر این تصادف 28 نفر مرداد!
 
اکبر اکسیر
 
 
 
 
 
 
 
Advertisements

11 Comments

  1. خدا صبرتون بده ! به ما هم همچنين با اين عاقبت مجهول و فرجام . . . !

  2. عکس عالیه

  3. از عشق ما
    فقط غم و يك شيشه شراب
    يك شعر عاشقانه و
    سيگار و يك كتاب
    جا مانده
    روي صندلي رنگ‌رفته‌اي
    جا مانده
    در مسير قدم‌هات -انقلاب-

    .
    .
    .
    شعر واقعا زیبا بود.

  4. عاشقانه های آزادی بیشمارند

  5. این عکسها روایتگران لحظه های تلخکامی ها هستند یا ثبت شوق دل ها و تکرار آرزوها؟

  6. سلام

    رد پاتونو تو پیج قدیم و جدید غزاله زیاد می دیدم. خوشحال شدم بالاخره به خلوت بی در و پیکر من هم سری زدید.
    چند جور جواب از چند منظر داره تو مغزم می دوه اما قرار نیست من جوابی بدم چون به نظر خودم بحثی رو آغاز نکرده بودم. یه کم حرف دل و ذهن بود و بس.
    اما فقط همین قدر بگم که چرا که نه؛ جرقه ذهن همه جا ممکنه به شرطی که دور و برمونو خلوت تر کنیم. دلمونو هم همین طور. و البته یه دستور هزار بار تکرار اسلام و عقل رو هم عین کروکی بگیریم جلوی چشممون که: «جالس العلماء». می دونم یه کم این مورد براتون غریب به نظر می رسه اما اینم یکی از همون منظرایی هست که گفتم. گاهی این علماء یا هر اسمی که می خواین روش بذارین با یه توفیق اجباری جلوی پامون سبز می شن. اطلاعات محدود من می گه با مرحوم طبری آدمای روشنی بحث کردن؛ تو همون زندانی که همه معتقدیم جای بدیه. یه سری از علمای برجسته قم با ایشون تبادل اطلاعات کردن و من ازین مطمئنم که فردی با این مقتصات از روی ترس یا اجبار و امثال این ها نظرات سالیان درازشو زیر پا نمی ذاره.
    همه اینا به کنار؛ شما سوال خوبی کردین. سوالی که در تمام این مدت راهنمایی من بوده و می دوم برای پیدا کردن جوابش و سعی کردم و می کنم بی طرف بدوم: » قصه چیه؟»

    دعایی که خودتون نوشتین بهترین دعاست برای اتمام، البته به شرط اینکه کامل باشه؛ هر حول حالنایی خوب نیست. مهم اینه که الی احسن الحال باشه وگرنه شاید همون درجا زدن بهتر باشه.

    شاد باشید و با خدا

  7. عکس رو دوست دارم…به فکر فرو رفتم و یواشکی آه کشیدم

  8. ببخشيد كه از كشف درد شماهم لذت بردم

    • جمله غریبیه این چیزی که نوشتی…بلاگتو دیدم…تارا حمسی رو هم تو لینکهات…بلاگ نازی داره تارا
      با همه این قصه ها اما جمله غریبی بود

  9. عکست رو اون روزهایی که مثل این روزها نبود توی فیس بوک دیدم و کلی فکر کردم بهش …
    نمی دونم چرا یادم نمیاد نتیجه ی فکر هام !؟!
    انگار مثل همه ی نتایج دیگه بی شرمانه تصاحب شده !

    الان ..
    فقط دلم می گیره !
    بدون هیچ حرف و حدیث و فکری …


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: