Skip navigation

 
بیرون صدای کامیون زباله کش میاد… صدای ختم قرآن واسه پسر سی ساله همسایه… بیرون صدای تلویزیون آقای علیزاده بلند بلند میریزه تو کوچه… صدای موتوری که از سر تا ته کوچه نعره می کشه و فرار میکنه…صدای درویش ِ آمپلی فایر به دوشی که آواز ناد عليا مظهرالعجايبش رو می فروشه به صد تا تک تومنی…صدای چرخ زنگ زده کولر روی بام همسایه روبرو…صدای نحیف و نازک دریا دادور از ماشین همیشه روشن رضا…صدای گریه عجیب دختر چهار سال و نیمه همسایه…… بیرون صدای الله اکبر میاد … بیرون بوی کوکو سبزی، قیمه و نعناع داغ میاد… بیرون روزمرگی ها موج میزنن…بیرون ساعت ده شبه…بیرون بد جوری حالم رو بد میکنه… می فهمی؟ بد جوری حالم رو بد می کنه
 
 
می شینم گوشه اتاق…فکر می کنم…فرو می رم به خودم…حرف می زنم با خودم…با تو…سکوت اتاق رو جای ملافه نازک تابستونه می کشم روی سرم… دلم نمی خواد به بیرون فکر کنم… همه حواسم رو می برم درون خودم…همه چیز رو می کشم توی خودم …همه خیال ها و رویا هامو… بیرون بد جوری حالم رو بد میکنه… گاهی احساس می کنم این آرزوها مال من نبودن…هنوز خیلی راه مونده تا نقطه صفر رویاها
Advertisements

15 Comments

    • حسام الدین منظوم
    • Posted ژوئیه 26, 2009 at 02:25
    • Permalink
    • پاسخ

    تو درونت پیداست
    آیه آیه نفس باغ تو را میفهمد

  1. بیرون
    بو
    صدا
    رنگ
    …..
    نفسم تنگ می شود
    …………………
    درون
    سیاه
    نمور
    سرد
    ……..
    احساس خفگی میکنم

  2. بیرون صدای الله اکبر میاد…
    بیرون بوی کوکو سبزی، قیمه و نعناع داغ میاد…
    بیرون روزمرگی ها موج میزنن…
    بیرون ساعت ده شبه…
    بیرون بد جوری حالم رو بد میکنه…
    می فهمی؟
    بد جوری حالم رو بد می کنه …

  3. » .. دعا می کنم وقتی به سراغ روانکاور می روم آنقدر دور اندیش باشد که از یک متخصص پوست هم بخواهد در جلسات شرکت کند. از یک متخصص پوست دست. از دست زدن به بعضی آدم ها دست هایم زخم شده. یکبار توی پارک زمانی که فرانی هنوز کالسکه ای بود دستم را روی پس سرش گذاشتم و زیادی آنجا نگه داشتم. یکبار دیگر در سینما لوئو در خیابان هفتاد و دوم وسط فیلمی ترسناک این قضیه با زویی تکرار شد. او شش یا هفت ساله بود و رفت زیر صندلی تا یک صحنه ی ترسناک را نبیند. دستم را روی سرش گذاشتم. بعضی سرها و بعضی رنگ ها و جنس موی آدم نشان و علامتی دایمی بر دستم می گذارند. چیزهای دیگری هم هست. یکبار شارلوت از دستم فرار کرد به بیرون استودیو و من هم لباسش را گرفتم تا بایستد و نزدیک من باشد. یک لباس نخی زردرنگ که من عاشقش بودم چون خیلی برایش بلند بود. هنوز یک لکه ی لیمویی-زرد کف دست راستم هست … خدایا اگر مشکل من اسمی در پزشکی داشته باشد همان بدبینی معکوس است! .. چون من فکر می کنم که مردم نقشه می کشند شاد و خوشبختم کنند … »

    قسمت هايي از: «تیرهای سقف را بالا بگذارید نجاران ..» سلینجر ..

  4. بیرون، حسن تموزی و اسماعیلی و لطفی دارن والیبال بازی میکنن ، تیغی
    بیرون بوی خاک میاد
    بیرون صدای آواز کردی لقمان میاد که داره لباسهشو توی تشت میشوره
    میرم توی مستراح تمام خیالها و رویاهامو استفراغ میکنم

    .
    به جای این خیالات یه دست والیبال میزنم با بچه ها
    تیغی

  5. من این روزها بیرون را دوست ندارم …موسیقی سکوت اتاقم را این روزها از هر آهنگی بیشتر دوست می دارم و خلوت خاطراتم با علی را از حضور در هر جمعی بیشتر پاس می دارم…این روزها من از بیرون متنفرم چرا که علی هیچ جای این بیرون نیست …

    • باورت نمیشه ریحانه…حتی یک لحظه هم از فکرش بیرون نمیام

  6. بیرون بارونه..
    هفت روز تمامه که اینجوریه
    من تو خیابون موندم
    چتر ندارم
    بارونی ندارم
    سردمه
    عین موش آب کشیده شدم
    ولی دلم می خواد همین جور بیرون باشم
    انقدر که بارونو از رو ببرم

  7. بیرون همه چیز آرومه
    بیرون همه لبخند می زنن
    .
    .
    .
    توی تاریکی اتاق منم که رسیدم به نقطه ی منفی یک رویاهام

  8. سلام بر دوست نادیده ام
    ممنون از اظهار لطف و نظرات تان …
    .
    .
    .
    نه راستش را بخواهید این جناب کرگدن که اشاره فرمودید اسمشان محسن است. …
    از آشنایی با شما خوشحال شدم و برایتان آرزو های خوب می کنم 🙂

    • خوشحال از آشنایی…آرزوهای خوب…چقدر نمی فهمم…چقدر ذهنم از این کلمه ها دور شده

  9. I read u,be hopeful if u can

  10. این کرگدن جدید کیه امین؟

  11. بيرون بوي خون مياد
    بيرون صداي قدم هاي هراسان مياد
    بيرون صداي عربده هاي وحشيانه مياد
    بيرون صداي بوق ممتد مياد
    بيرون …
    ….
    اين ميدون و برجش آتيشم ميزنه
    ……..

  12. .. این روزها مال ما نبود
    ….


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: