Skip navigation

 

 

 

 

آسودگی

Advertisements

13 Comments

  1. کاش می‌شد بنویسم،
    بزنم بر در باغ
    که من
    از این همه دیوار بدم می‌آید
    دوست دارم
    به ملاقات سپیدار روَم
    ولی
    از مرد تبردار بدم می‌آید
    ای صبا
    بگذر و از من به تبردار بگو
    که از این کار تو
    بسیار بدم می‌آید

  2. من هم به خاطر تشویق های شما دوباره شروع کردم آقای شاهنده. ممنون که من رو دوباره به نوشتن برگردوندید. و البته باقی دوستان.

  3. آسوده می شوم زین پس
    تا دندانی هست
    برای بر جگر نهادن
    لبخند می زنم
    .
    .
    .
    همراز بردبار
    تو هم بخند

  4. کز دیو دد ملولم و انسانم ارزوست

  5. بردبار نیستم
    بی قرارم
    سطل آشغال آتیش میزنم
    سنگ پرت میکنم
    آب حوض میکشم
    بی قرارم

  6. موافق نیستم اصلا.. هر چی بیشتر بکشی بیشتر بارت می کنن… راستی ممنون از اینکه لینک بلاگمو گذاشتی تو بلاگت. البته این اون قدیمیه است. لینک بلاگ جدیدمو گذاشتم اینجا. موفق باشی.

  7. بردباریم را بر باد دادم تا آسودگی خیالم را باز از نو یابم…

  8. نفهمیدم غزاله؟ مادریشن چیه؟

  9. ترجیح میدهم به جمله بالای تیتر دل ببندم
    آسوده خاطر کسیست که بردبار باشد

  10. راستش منظور منم همون تیتر بود

  11. منظورم
    moderation
    بود..اخه وقتی برات کامنت گذاشتم گفت که باید تایی دبشه و از این حرفها.. حالا لطفا اون بالایی رو هم پاک کن.. خوب ه قسم داده بودم؟!؟!؟

  12. من بردبارم ولی نمی دونم چرا آسوده خاطر نیستم
    😦 مخصوصا این روزها
    *
    *
    چشمم افتاد به این متن پایین جمله … صفار هرندی رو هم گرفته اند هنوز آزاد نشده
    خدا بهشون رحم کنه

  13. چه ناخن ِ کثیفی
    D:


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: