Skip navigation

اپیزود اول ـ وب گردی های ملال انگیز ـ تو وب می گشتم و دنیا رو زیر و رو می کردم..گذرم افتاد به یه سایتی که نتایج یه نظر سنجی رو گذاشته بود از انتخابات…در سطح شهر تهران…نظر سنجی تلفنی…به نظرم اومد که این نظر سنجی روایی بالایی داره…روایت متفاوتی بود…نقشه پراکندگی آرا رو هم زده بودن…کار جذابی بود
اپیزود دوم ـ باز خوانی روزگار سپری شده ـ یاد سال هفتاد و شش افتادم…خاتمی و ناطق…اونوقتا دغدغه معاش نبود…منطق بازار و اقتصاد نبود…اونوقتا یه اتفاق عجیب داشت شکل می گرفت…حرف از یه نگاه بود…تصور پایان صدای سیلی های بلند تو گوش جوونا تو پیاده رو از فرط خنده های پراکنده و شوق جوونی…خاتمی رو کسی نمی شناخت اما ناطق رو همه می شناختن…یه موج شکل گرفت…یه جنبش عجیب…کسی به ترس تقلب و شکست و بازی های پنهان فکر نمی کرد…آخرش هشت سال رو تجربه کردیم از جنس خاطره های بی تکرار
اپیزود سوم ـ سال هشتاد و چهار ـ چهار سال پیش…من رای ندادم دور اول، اما دور دوم بلند شدم و رفتم و سلانه سلانه به هاشمی رای دادم…به خیلی ها هم تلفن زدم که پاشین و چه نشستین که احمدی نژاد داره رای میاره…وقتی از پای صندوق برمیگشتم خونه حس می کردم که بهم تجاوز شده…حس می کردم که بکارت شرافت شناسنامه ام رو به ازای چیزی که نمی دونستم دقیقا چیه از دست دادم…حس غریبی بود و هنوز شرم چیزی که رو کاغذ نوشته بودم با منه: هاشمی رفسنجانی
اپیزود چهارم ـ سال هشتاد و پنج ـ مدتی گذشت تا بتونم ذهنم رو جمع و جور کنم تا به ادراک شخصی خودم نسبت به چیزی که اتفاق افتاده بود دست پیدا کنم…حکمت انتخابات هشتاد و چهار خیلی فرق داشت با حکمت انتخابات سال هفتاد و شش…اگه اون روز بحث از نگاه چپ بود به راست ، سال هشتاد و چهار روایت یه گفتگوی متفاوت بود…نه از جنس گفتگو که از جنس جنگ…جنگ شمال و جنوب…جنگ بالا و پایین شهر…بازی اینبار حرفی دیگه داشت
اپیزود پنجم ـ سال هشتاد و هشت ـ نقشه نتایج نظر سنجی جلوی چشممه…حکمت گفتگو این بار پیچیده تر از چهار سال قبله…هنوز بازی شمال و جنوب مثل قبل ادامه داره و دوباره منطق چپ و راست گوش به گوش میشه…به این چهار نفر نگاه می کنم…به خودم هم…کجای این بازی هستم…انتخاب برام آسونه…رضایی که هیچ…احمدی نژاد هم هیچ…کروبی می مونه و موسوی…عمادالدین باقی و مهاجرانی و کرباسچی و کدیور و سروش و احمدی و بقیه پشت کروبی، خاتمی پشت موسوی…منم پشت موسوی…مجال فکر نیست، هنوز ارادتی است به لبخندهای مردی که به من یاد داد گفتگو کردن رو
اپیزود ششم ـ ما به هم چی بگیم ـ نگرانم…فکر می کنم بازی امسال رو باید با نگرانی دنبال کرد…حرفی از جنس شمال و جنوب ندارم که به آدمهای شهرم بزنم…واسه گفتگوی چپ و راست هم کلمه تازه ای نیست با من…همین که مکرر بگم و بگم که تورم و اقتصاد فلج شاید کفایت کنه…نمی دونم…مردم شهرم هم حرف حساب دارن…منطق شمال جنوب کم از جدال چپ و راست نداره اما
اپیزود هفتم ـ رسانه ـ دروغ خصلت رسانه هاست…جنگ با رییس جمهور در قدرت خیلی سخت تره از رقابت با کاندید های هم جنس…اولین باره که شاید یه رییس جمهور چهار ساله کارش تموم بشه…فکر می کردم با خودم که چقدر دروغ گفتن و چطوری دروغ گفتن می تونه تو سرنوشت این انتخابات تاثیر داشته باشه…هرکی این وسط جذاب تر دروغ بگه شاید پیروز بشه…رسانه ها عرصه دورغ گویی آشکارن…خوشا من و تو که تنها رسانه هامون بلاگمونه و دروغ هامون از جنس انتخاب شدن نیست
اپیزود هشتم ـ می گن موسوی ـ می گن بی خبریم از برنامه هاش…میگن کاریزما نداره…میگن وقت حرف زدن متزلزله…می گن می خواد هر دوسوی ماجرا رو حفظ کنه…محافظه کاره…می گن کشتارهای دهه شصت تو دولت اون بوده…می گن بیست سال از زمین و زمون دور �
�وده
اپیزود نهم ـ می گم خاتمی ـ دست بندهای سبز…نماد سازی…سینه به سینه شدن ها…جنبش و جریان اجتماعی…موج…دانشگاهی و چال میدونی…خواستن یه تغییر…می گم خیالی نیست! بازم به خاتمی رای می دم…به اون…هنوزم بهش اعتماد دارم…هنوزم یه رای دارم براش و یه جا تو شناسنامه ام…هنوز نگرانم اما
 
Advertisements

23 Comments

  1. نخست !ه

  2. سبز
    .
    همین

  3. مانند همیشه از مادر بزرگ آموختیم که هر جا خاصتی جایت محفوظ بماند
    زنبیل بگذار
    ….

    کسی به زنبیله ما دست نزند که یکی شاخش میزند

    اووووووهوی .. … کودکم با شما میباشیم

    🙂

  4. می خواهم به پوزخندی بگذرم اما
    انگار که من به این مرد مدیون باشم
    …هی لبخند می زنم به شناسنامه ام

  5. روایتت روایت 4 سال پیش من هم هست.. و تجربه مشترک خیلی ها… همه این چیزهایی که نوشتی هم من خوندم و فکرم رو مشغول کرده.. مخصوصا نقدهای به موسوی… ولی من هنوز نتونستم بین این دو نفر انتخاب کنم… آدمها تغییر می کنن..بد جور
    ….ناجور بهتره بگم…

  6. تو وادی سیاست هم شاعرانه نوشتین

  7. اولا که تو صحت این نظر سنجی ها جای تردیده
    خوب هنوز مثل یه کشور توسعه یافته سیستم نظر سنجی قابل اعتماد نداریم
    مثلا گالوپ
    .
    .
    به نظرم جنوب باید تمایل بیشتری به میر حسین داشته باشه به قاعده چون بیشترین ضربه رو متحمل شد تو این چهار سال
    تو این چهار سالی که وارد کننده که اهل شماله بیشترین سود رو برد با حذف تعرفه و غیره و غیره
    و جنوبی که کارگر کارگاه تولیدی بود یا یه مزرعه مرکبات تو مازندران یا حالا هر جایی کارش رو از دست داد بخاطر سودی که شمالی برد . البته نمیخوام بحث شمال جنوب و مارکسیستی و از این چرندیات بکنم

    به نظرم دلایل محکمی دارم برای شک تو این نظر سنجی
    .
    .
    در مورد اون اپیزود دومت
    آره منم تو سال هفتاد و شیش میخواستم راحت و آزاد تو خیابون قدم بزنم و نگاه اقتصادی نداشتم
    ولی امروز نگران تامین گازوئیل برا ادامه کارم هستم و کلی نگرانی دیگه که همش به پول مربوط میشه
    ما فرق کردیم
    ما کامل شدیم
    دیگه سی سالمونه

  8. وقتی اس ام است ساعت 3 نیمه شب اومد که » نوشتم از جنس این روزا
    اصلا به ذهنم نمیرسید دغدغه این روزات از این جنس باشه
    .
    🙂

  9. نه امین شاهنده. چرا اینطوری؟ به خاطر کسی رأی نده بجز به خاطر خودت.
    نه به خاطر خاتمی
    به خاطر خودت یا تفکر و هدفت
    با چشمای باز
    نه به کسی که رأی می خره. نه.
    به کسی که حداقل دست زنشو می گیره و کارنامۀ به نسبت مثبتی تو ایران داره.
    نظر سنجی که بهش اشاره کردی هم زیر سؤاله. فکر نکنم درست باشه.

    کاش نگرانیامون درست نباشه..
    کاش اون اتفاق بیفته
    کاش . .

  10. تجربه های مشترک

    دستهای لرزان

  11. من هم بهش اعتماد دارم

  12. اپیزود دهم : دست هام می لرزه … صفحه تار می شه … چه کار می کنی تو امین ِ شاهنده !؟؟

  13. »
    هنوز ارادتی است به لبخندهای مردی که به من یاد داد گفتگو کردن رو

    »

  14. چقدر قشنگ نوشتيد
    .. تمام حس اين روزها
    .
    .
    اين تيكه رو خيلي دوست داشتم

    » عمادالدین باقی و مهاجرانی و کرباسچی و کدیور و سروش و احمدی و بقیه پشت کروبی، خاتمی پشت موسوی…منم پشت موسوی…مجال فکر نیست، هنوز ارادتی است به لبخندهای مردی که به من یاد داد گفتگو کردن رو »

    .
    .
    اين مرد رو با همه وجود دوست دارم
    اونقدر كه دلم نمي خواست و نمي خواد حتي بخاطر نجات ايرانم هم بياد
    ….

  15. زنبیلو گذاشتم رفتم که زود برگردم اما مگه این ترافیکه لامصب میذاره
    آخی دوباره این کلمه خوشگلو گفتم روحم تازه شد
    🙂
    موافق یامخالف مهم اینه که خوب نوشتی

    یه اس ام اس بهم رسید امشب
    نخون که دپی نگیری
    🙂

    مدتی قبل هنگامه خروج احمدی نژاد از دفتر رهبری
    چفیه آقا در کیف وی پیدا شد.
    طبق قانون مردم ایران، محمود باید چهار ساله دیگر خادم مردم بماند!ه
    🙂

    مگه نگفتم نخون امین
    😀

  16. 4سال پیش در دور اول معین روانتخاب کردم چرا که اورا ادامه ی اصلاحات میدیدم.در دور دوم اوضاع فرق کرد کاندیدای مورد نظر من بازی رو داد ودو نفر اومدن به میون.اون موقع روزنامه ها رو که میخوندی پر بود از زنهار .شرق یادداشت های امیل زولا رو در وضعیتی مشابه تو فرانسه چاپ می کرد . ما هم بین محافظه کاری و اقتدارگرایی رای به محافظه کاری دادیم. اما باز کاندیدای من قافیه رو داد.سرخورده بودیم میگفتیم ما نمیدونستیم تو جامعه چه خبره .گاهی میگفتیم خیلی تند رفتیم .گرچه هنوز فکر میکردیم مردم یادداشت های امیل زولا رو خوندن ولی به مذاقشون خوش نیومده!!!اون موقع شیخ اصلاحات هم شمشیر از رو بسته تمام اصلاح طلبان رو تندرو و افراطی میخوندو این رو موجب شکست اصلاحات.خشایار دیهیمی تو همون فضای سرخوردگی تو شرق نوشت این ملت اول باید یه بار به رستوران برن بعد دغدغه ی آزادی براشون طرح و مهم بشه.ما هم میگفتیم ای کاش به هاشمی راضی میشدیم که اون میتونست همه رو راضی کنه برای ما روزنامه بیاره و یه سری رو ببره رستوران. امروز 4 سال از روزی که دست از حداکثر خواهی برداشتیم میگذره.همه دور هم جمع شدیم گفتیم آهای سید شکلاتی میدونیم هیچ کاری نمیتونی انجام بدی ولی فقط بیا. سید شکلاتی نیومد و سید سبز اومد که از قضا بعضیا میگفتن یه کارهایی هم میتونه بکنه.داشتیم پیش میرفتیم اما امان از این نفس اماره.یکی پیدا شد قلقلکمون داد . شیخی که تا دیروز به همه میگفت تندرو امروز بهمون میگه آی ایها الناس اصلاح طلب واقعی منم .من قانون اساسی رو عوض میکنم.شیخ شورانگیز ما برادری خودش رو اثبات میکرد و حتی در دانشگاه رو اجا میکند و اون رو فتح کانهو کان خیبر.بعضیا حداکثر خواهیشون دوباره گل کرد و 4 سال پیش رو فراموش کردن .اونها خیلی چیزهای دیگه رو فراموش کردن. ناگهان برای اونها از رو شنفکرا سروش موند و باقی .مصطفی ملکیان وجلایی پور و علوی تبار و حجاریان و کولایی و رمضان زاده و تاجیک محلی از اعراب نداشتن .باقی قصه رو خودتون تا آخر برین دوباره دور اول و دوباره دور دوم و دوباره دور باطل ما .

  17. انقدر حرف زياد دارم كه ترجيح مي دم كه نگم … اين روزها كه بيشتر با مردم از هر قشر و طبقه اي برخورد مي كنم .. بيشتر افسوس مي كنم و بيشتر فكر مي كنم :» از ماست كه برماست » … و گاهي بدون توجه به هدفي كه دارم براش تلاش مي كنم حظ مي برم وقتي مي بينم انگار كه مردم بعد از مدتها دارن دست به دست هم مي دن ، دارن از ديدن دست هاي هم خوشحال مي شم .. طعم وحدت خيلي خوبه ، چيزي كه … بگذريم انگار شروع كردم به گفتن 😉

  18. دوستم امین شاهنده …
    نوشتی … زیبا و تاثیر گذار
    خاتمی برای من انسانیست از جنس نور … محترم می دارمش …
    به او رای دادم … ولی نه به خاطر اینکه بهترین انتخاب من بود … خاتمی بهترین انتخاب درآمده از انتخاب دیگری بود
    خاتمی نزدیکترین گزینه به آرمانهای من بود هر چند که از آن آرمان تا خاتمی فاصله بسیار است
    هنوز در انتخاب خود در این دوره مرددم… ولی حمایت خاتمی یا عدم حمایتش بر انتخاب من تاثیر چندانی نخواهد داشت
    می خواهم اینبار هم نزدیکترین گزینه به آرمانم را انتخابم بنامم … با حمایت خاتمی ، یا بدون حمایتش

  19. سلام
    باهات موافقم.
    خیلی جاهاش شبیه فکر خودم بود (البته من اون چند سالی هست که بکارت شناسنامه ام رو حفظ کردم؛)
    ………
    راستی مثل اینکه yahoo.360 قراره تعطیل بشه نمی خوای بیای بلاگغا یا یه جای دیگه؟
    اخه توی اینجا پیغام گذاشتن سخته حتما باید از اکانت یاهو استفاده کنم.
    خوشحال می شم به وبلاگ من هم سر بزنی.
    http://mamlash.blogfa.com/

  20. چندمین باره که میام و این متن رو می خونم
    از بس قبولش دارم نمی دونم باید چی بگم

  21. Yani khoda maro mibakhshe, chon midunim hame behemun 2rugh migano bazam bavar mikonim……

  22. قشنگ می نویسی

  23. man tajikam , va daram yak taraneh va avaze bara jonba josh sabzeh shoma, va an ra beh hameh ham kalamanam hedia makonem. Arezo ma konam ke hama adamha ham bara in jonbojosh sabz maya konin , zenda basha mamlekate to.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: