Skip navigation

هنوزم خیلی مطمئن نیستم که چی شد یه چند ماهی رو صرف عکاسی از مانکن ها کردم…همیشه یه حس عجیبی نسبت بهشون داشتم…از همون روزای اولی که کم کم، دم هر مغازه کنار پیاده روها پیداشون شد…از وقتی امیر یه روز اشتباهی با یکیشون دست داد…از وقتی که سر مانکن های زن به زور روسری می کردن و یا حتی بخشی از اندامشون رو به خیال وسوسه های مردان خیابان، با اره می بریدن… نمی دونم اما، اما شاید به دنبال شباهت ها بودم … حالا بعد از اینهمه خیره شدن به مانکن ها، حس می کنم خیلی از ما ها مثل همین مانکن هاییم…تن های بی روح…خیره، با لبخند های ممتد…صورت های بی تغییر…پیرهن ها و شلوارها و رنگ ها، تنها تغییر ما هستند روز به روز…با اینهمه گاهی حسرت می خورم به حال روز بعضی از مانکن ها…که هیچ وقت پیر نمی شن…که می تونن مدام به یه گوشه خیره بشن و به هزار تو های عمیق فکر غرق…بیخیال روزمرگی های کنارشون…مانکن ها، این تن های بی روح، گاهی کنار خیابون به جای تموم آدمها غمگین به فکر فرو میرن و از رد شدن هیچکس حتی تو از کنارشون به گریه نمی افتن

Advertisements

20 Comments

  1. » تن هاي بي روح »
    و ما چقدر گاهي شبيه آدم هاييم كه از عبور هيچي كسي ديگه به گريه نمي افتيم از بس كه دچار عادت و روزمرگي هستيم … از بس كه ديگه به هيچ چيز عميق نگاه نمي كنيم … از بس كه اين سطحي بودن روحمون رو خورده …. نگاه كنيم ببينيم چند تا از آدماي دور و برمون درست مثل مانكن ها دغدغه هاي محدود به مارك و تيپ و اينها ندارن !!!ا
    .
    .
    شاد ادامه اين حرفا بي ربط باشه اما گاهي از سطحي شدن اينهمه آدم به سطوح ميام آقا امين

  2. راستي مي خواستم راجع به كل پست هاي مانكن ها بگم كه خيلي جالبن از بس كه ابياتي كه زير عكس نوشتين ي ربط جالبي داره … و خود عكس ها !!! منم از مانكن هاي عكس دارم اما فقط يكي دوتاشون رو ميشه مثل اين عكسا نشون داد… مرسي از عكاس مانكن ها

  3. man asheghe in mankanaye maghazam, hade aghal mitunan un lebasi ke deleshun mikhado bepushan, bedune inke ba gasht e ershad hamrah beshan, ya inke kasi khire khire beheshun negah kone ke in chie taneshun kardan!!! una ham khoshbakht tar az maa haa hastan 😛 shad bashi

  4. مانکن های خوش پوشی هستیم
    گاهی خوش فکر
    خوش تیپ
    .
    .
    تن های بی روح
    .
    .
    اما می دونی .. من هیچ وقت حس خوبی نداشتم از دیدن مانکن ها… شاید یک جورایی فرار هم می کردم و می کنم ازشون
    شاید چون خیلی شبیه من و ما هستند
    یک جورایی آدم رو یاد همیم من و ما می ندازه
    .
    .

  5. نگاه جالب و عمیقی به مانکن ها داشتین من هر موقع اونها رو میبینم به بی قوارگی شون و اینکه چقدر راحت تو چشم هستن فکر میکنم خدا کنه ما تو زنگی مون مثل اونها نباشیم

  6. زندگی ماشینی
    روزهای تکراری
    نقابهای همیشگی
    عشقهای دروغی
    از ما مانکنهای رنگ وارنگی ساخته

    نگاه تحسین برانگیزی به مانکنها داشتید

  7. دوست ندارم حس کنم که بعضی از ما شبیه همین مانکن ها هستیم….
    تن های بی روح…غصه ام میگیره….

  8. کارت خیلی جالبه……مرسی…
    ولی من فکر میکنم که خیلی از این تن های بی روح، ازبسیاری از تنهای به اصطلاح با روح…..قابل تحمل ترن….تو این زمونه…..خیلی از این تن های با روح کارهایی میکنن که روحی که تو تن این مانکن های بی روح نیست….به لرزه بیفته…..نمیدونم…..شاید اینا هم یه زمانی روح داشتن…ولی از دست زمونه غمناک شدن و روان پاکشون از تن رفته!!!!!!فقط خدا میدونه

  9. من اصلا همچین حسی ندارم که یه مانکن شدم
    .
    نه اینکه بخوام از خودم تعریف کنم یا چسی علی گلابی بیام ، نه
    واقعا همچی حسی نداشتم تا حالا
    خیلی به فردیت خودم اهمیت میدم
    .
    .
    یعنی اگه اول به شکمم اهمیت بدم
    تو درجه بعدی فردییتم قرار داره
    .
    خوشحالم
    و راضی از این وضعیت

  10. به فکر فرو میرن،با نگاه خیره
    اما حرفی نیست
    انعکاس هیچ چیزی در نگاهشون نیست
    ،بی روحی ما انعکاس لا قیدی ما نیست
    در ملکوتی که ابلیسان
    خدای پریان اند
    !بدون روح نمی شه به گریه افتاد

  11. ای شما ابله تر از تعریف خوشبختی،
    ای شما خالی تر از بیهودگی هاتان،
    ای شما تصویر بودن را خیالی خام…….

  12. زورم ه قلمت نمی رسه امین
    و شرمنده می شم اینجا

  13. منم مثل مانی

  14. اما من …مانکنی دیدم پوست می انداخت از غم

    من مانکنی دیدم، خنده پخش می کرد

    مانکنی دیدم نقل قول می کرد از سارتر

    من مانکنی دیدم، به آدمها فخر می فروخت

    دمش گرم خدایی! عجب مانکنی بود

  15. با اینحال هیچ وقت دوست نداشتم یه مانکن باشم
    .
    تمام عشقم تو حرکت دستامه

  16. چه نیکو خصالی،چه نیکو فعالی
    چه پاکیزه طبعی،چه پاکیزه رایی

  17. من از برای مصلحت در حبس دنیا مانده ام
    حبس از کجا من از کجا مال که را دزدیده ام

    😦

  18. دیروز یه مستند راجبه مدلینگای ایرانی دیدم

    این مصطفی جون میده واسه مدل
    مخصوصاً اون شکمش
    🙂

    اعتماد به نفسش که دیگه هیچی
    😀

  19. از رد شدن هیچکس حتی تو از کنارشون به گریه نمی افتن
    ama az in lahaz shabihe adama nistan!
    to binaziri ALOOCHE JOONAM!!!!

  20. سلام امین جان؛
    چه حس غریبی داشت این متنت. و چه به موضوع می خورد! از آشنایی حضوری که خوشحال شدم, از آشنایی وبلاگی خوشحال تر شدم. ایشالا همیشه بخونمت.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: