Skip navigation

وقتی به دور و نزدیک روحم گوش می دم… وقتی تو خودم غرق می شم، حس می کنم یه چیزی تو من وجود داره …یه چیزی اونور رازها، اونور روزها…اونور اتفاق ها و اونور خیال ها…یه چیزی شاید شبیه واقعیت…شاید

وقتی به پنهانی های روحم سر می کشم، می بینم حقیقت خودمو …بی ذره ای تفسیر، بی صفت، بی پرده…یادم میاد تموم وقتایی رو که از خودم حرف زدم و چقدر از حقیقت خودم دور بودم… یادم میاد تموم وقتایی رو که از من حرف زدن و چقدر از حقیقت من دور بودن…این همه رد و نشان اینجاست از من و حقیقتِ من و من، هنوز دلم می خواد چشمهامو ببندم به همه این نشانه ها…چقدر دورم از درونم…چقدر دلم می خواد بشینم کنار تو و یه استکان چای تلخ بهاره لاهیجان و از واقعیت های درونم حرف بزنم… احساس می کنم باید روایتی دوباره کرد این روزگار رو

Advertisements

14 Comments

  1. فعلا کلمه ندارم برای نظر دادن

  2. مطالعه شد

  3. حیفه واقعا با کامنت خالی یا مطالعه شد یا خیلی خوب یا ….. رو این ماجرا ابراز وجود بکنیم
    .
    .
    من دیگه نمیتونم به پنهانی های روحم سر بزنم ، حقیقت خودمو ببینم
    مدتیه این مهارت رو از دست دادم
    دقیقا از همون موقع که تو نشانه ها غرق شدم
    این نشانه های مبتذل
    .
    .
    مهارت توصیف بی صفت رو هم از دست دادم
    دچار خیر و شر م
    حتی حقیقت رو هم با خیر و شر حقیر خودم میسنجم
    ولی اون فراتر از خیر و شر حقیر منه
    .
    .
    از تو حرف زدم
    گفتم روحش شبیه یه پاره خط
    فاصله بین دو نقطه
    آ و ب
    هنوزم فکر میکنم روحش شبیه یه پاره خطه
    فاصله بین دونقطه آ و ب
    ولی اطول فاصله ها بین آ و ب
    نه اقصر اون

  4. (( بود که/ پرتو نوری/ به بام ما/افتد))
    : شاعران کفر نمی گفتند/ جای کلاغ/ روی سیم/ خالی بود

    کفر نمی گفتند / جای کلاغ روی سیم خا

  5. یه چیزی شاید شبیه واقعیت…شاید
    .
    .
    .

  6. دلم برای خود بودنم تنگ شده…برای خود بودنش …برای بودنم…

  7. دلم برای خود بودنم تنگ شده…برای خود بودنش…برای بودن تنگ شده…

  8. چشم می بندیم به نشانه ها ..
    دور می شیم
    اونقدر که مرز حقیقت و خیال توی هم محو می شه

  9. همه رو باید شطرنجی کنین که

    .
    .
    .
    من که ازش فرار کردم
    و وقتی بهش احتیاج داشتم نتونستم پیداش کنم
    چقدر دورم از درون…
    شاید یه روز پیداش کنم
    شاید

    .
    از برونم جمله خنده وز درون زاریده ام

    از درونم بت تراشی وز برونم بت شکن
    .

    .

  10. واسه اینکه خودتو هر لحظه پیدا کنی کافیه مثل من دو تا آینه داشته باشی ، به همین سادگی !ه

  11. و اگر درون تهی بود چه باید کرد

    درد بی درمان میشود

    …!

  12. bazam khoshbehalet ke haghighate roheto mishnasi!man ke enghad azash door budam ke aksare mavaghe fekr mikonam hamini ke vaghean nistam hamun haghighate daruname…

  13. :یاد این افتادم

    دیشب

    .خواب دیدم مادرم مرد

    با چشمانی اشک آلود

    .بیدار شدم

    یاد آن صبح تعطیل افتادم

    که بادبادک از دستم رها شد

    و پیش چشمانم

    آرام،آرام

    رفت آسمان

  14. vaheiat ine:ma hichavght 1joor nemimoonim,hamishe darim avaz mishim,ine k nemidoonan ki hastim va az oon badtar nemidoonim ki hastim…


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: