Skip navigation

روی سنگفرش ولی عصر

می روم

با کودکی چسبیده به انگشتانم

و روزمرگی هایی که از کنار ما می گذرند ـ

ـ مجال ماندن نیست…نیست

روزمرگی ها مهلت انتظار نمی دهند… ـ

ـ

ـ

این تو نیستی لای این روزمره ها؟

این تو نیستی که می گذری؟

ـ خانوم! ببخشید! این دختر شما نیست؟ ـ

روزمرگی ها مهلت کلام نمی دهند… ـ

ـ

ــ

مجال ماندن نیست

و باز این کفشهای ناگزیر

مرا از تو دور می کنند.. ـ

Advertisements

11 Comments

  1. و باز این کفشهای ناگزیر

    مرا از تو دور می کنند… ـ
    .
    .
    .
    و باز این کفشهای ناگزیر

    مرا از تو دور می کنند… ـ
    .
    .
    .
    و باز این کفشهای ناگزیر

    مرا از تو دور می کنند… ـ
    .
    .
    .

  2. با چشمای بی فروغ، میون راست و دروغ
    خودمو گم می کنم توی این شهر شلوغ
    پچ پچ آدمکا بس که تو هم می دوه
    دیگه فریاد منو سایه ام هم نمیشنوه

    و باز این کفشهای ناگزیر
    مرا از تو دور می کنند

    خیلی قشنگ بود

  3. معرکه بود
    اخرش دختره مال کی بود؟

  4. این عکست فوق العاده است

  5. و من روی سنگ فرش‌های ولیعصر قدم خواهم زد… این بار دور از روز مرگی ها

  6. .

    .

    .

    تقصــــــــیر

    کفش ها

    نیســـت

    وقتی

    پاها

    تصــــمیم می گیرند

    برونـــــد

    .

    .

    .

  7. عکسی که گذاشتید معرکه ست
    خیلی خوبه

  8. تقصیر پاها هم نیست…ناگزیریه روزگار و روزمرگی هاست…رفتن به دوردستی که فراموش کنی مرا

  9. nice,,nice…keep on man.u r telling sth to people.

  10. peyadeh ro ke tamam mishavad…
    tamam mishavad…
    kheaban…!

  11. کاش بارون بباره …


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: