Skip navigation

! دست من نیست

زیر نگاه تو

بی تاب می شود

… چارچوب این شعر

و کلمات

رقاصه هایی می شوند

… سرگردان و بی هوا

می ترسم

، عاقبت از این هیاهو

یکی واژه به هیات نامت درآید

… و رسوایم کند

امین شاهنده

Advertisements

10 Comments

  1. بدون کلمه ام
    و
    بی نظر
    .
    .
    .
    بر خواهم گشت

  2. و رسوایت کند…

  3. akhare sheretoon mano yade hamoon shere nazar ghabani mindaze ke neveshtin : hame chiz ra mishavad penhan kard , ella etre aanke doostash dari… 😉

    • حسام الدین منظوم
    • Posted ژانویه 8, 2009 at 13:36
    • Permalink
    • پاسخ

    گویی ستاره ها ز تو لبریز میشوند

    و قتی که آسمان نگاهت گرفته نیست

    لبخند گل کجای زمستان شکسته است

    از شوق غنچه ای که لبانش شکفته نیست؟؟

    شبهای پر ستاره ی من بی فروغ مرد

    اما نگاه لطف تو بر ما نهفته نیست

  4. می دونی چیه؟
    این شعرت از اوناییه که آدم می خونه و می فهمه و لذت می بره…
    ولی واسه چند لحظه…
    از اونایی که مثل بستنی زود آب می شن تو گرما…
    شاید چون خیلی محسوسه. شاید چون خیلی آشناست. نگم تکراری، شاید چون خیلی پس ذهن ماست 🙂

  5. 🙂

  6. خيلي نابه
    خيلي هم معلقه
    من دوست دارم

  7. akharesh khoob bood…

  8. نگاه
    بی تابی
    شعر
    سرگردان
    ترس
    هیاهو
    رسوایی
    .
    .
    .

  9. کاش واژه ها کمک می کردند تا بتونم بگم چقدر این شعر رو دوست دارم


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: