Skip navigation

ـ چطوری؟ خوبی؟

ـ هی بدک نیستم…میگذره

ـ خوبه، همین که میگذره…همین که هنوز حافظه کار می کنه

ـ …ـ

ـ رشت نمی ری؟

ـ نه فکر نکنم…نه به این زودیها نگاه کن اون پایین رو…اسمش هیبته…افغانیه…یه ساله نگهبان تو این ساختمون…دو سه ماهه دیگه که تموم شد این ساخت و ساز باید بره…کجا، معلوم نیست

ـ انگاری غمگینه

ـ نه حس میکنم تنهاست…یه وقتایی حس می کنم چیزی تو قلبش و روحش نیست…اما صبح ها که دم در باهاش چشم تو چشم می شم می بینم که اشتباه کردم…نه غمگینه نه تنها، انگاری خیلی هم سرخوشه…انگاری آدمها رو وقتی از طبقه چهارم می بینی فرق می کنن با وقتی که از سطح آسفالت نگاشون می کنی

ـ چون نگاه ها هم سطح میشه اینجوریه

ـ نمی دونم … خب بگو، تعریف کن…حرف بزن…هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود

ـ بیخیال بابا…حرف تازه مال تازه هاست…ما که شراب کهنه ایم…بی خیال ما شو فلانی

ـ شنبه ای ساعت سه صبح مبین رفت آمریکا، با مریم و بچه شون تو شیکم مریم…رفتیم فرودگاه…نمی خواستم گریه کنم…اما نشد… هیچوقت نمیشه…دلم می خواست گریه کنم، یه جوری که یکی دو ساعتی بند نیاد…دوستام دارن می رن…همیشه فکر می کردم پیر شدن یعنی از دست دادن دوستها

ـ … ـ

ـ چقدر دلم هوای محمدعلی رو میکنه این شبها

ـ بهش زنگ بزن

ـ نه…محمدعلی رو چهره به چهره دوست دارم

ـ قطار می رود…می رود… ـ

ـ چایی می خوری؟ ـ

ـ قهوه نداری؟ ـ

ـ بذار ببینم؟ از جمهوری خریده بودم یه بسته…قهوه جوش ندارم

ـ ول کن بابا! لُری می خوریم … بیارش

.

.

.

.

.

.

قطار می رود

تو می روی

تمام ایستگاه می رود

و من چقدر ساده ام

که سالهای سال

در انتظار تو

کنار این قطار رفته ایستاده ام

و همچنان

به نرده های ایستگاه رفته

تکیه داده ام

قیصر امین پور

.

.

.

همین

Advertisements

9 Comments

  1. :I:/

  2. …دوستی یعنی وحشت تنها شدن
    این حس رو این روزها خیلی دارم

  3. من عاشق این شعر قیصرم
    .
    .
    قطار میرود
    تو می روی.
    .
    و من چقدر ساده ام
    .
    .
    سالهای سال در انتظار تو
    .
    .
    کنار نرده ها

  4. بعد از اینکه دوره لیسانس تموم شد دوست نداشتم برم دانشگاه… وقتی وارد می شدم یک غمی می نشست توی دلم… چون هیچ کس دیگه نبود
    .
    .
    هیچ کس..
    .
    .
    دیگه همه رفته بودن
    .
    .
    هر جای اون دانشگاه که قدم می زدم یک عالمه خاطره بود و سر و صدا
    .
    .
    انگار همیشه توی گذشته مونده بود
    .
    .
    الان من هم رفتم
    .
    .
    روزگار غریبی است

  5. ما چقدر پیر شدیم

  6. یکی دائم تو گوشم می گه: به عقب نگاه نکن.. برو.. فقط.. برو…

  7. 1. لری رو خوب اومدی خیلی هم خوب اومدی اصلا زندگی به سبک لری یه لذتی داره که قابل وصف نیست
    البته لر بودن و لر شدن زیاد افتخار بزرگی نیست
    2.خیلی ساده ای اگه به یه افغانی فکر کنی یا نگرانش باشی
    3.اینم خیلی عالیه که نگاهت هم سطح باشه
    4.قطار هم رفت که رفت به درک دنیا پر از تو هایه جدیده ولی قبول دارم که هیچی اون تو نمیشه
    5.خیلی خوب بود خیلی حسی بود

  8. kheili jaleb bood,makhsoosan oon tikash ke gofti engari vaghti adamaro az tabaghe 4rom mibini fargh mikonan…

  9. بیخیال بابا…حرف تازه مال تازه هاست…ما که شراب کهنه ایم…بی خیال ما شو فلانی
    ino dost dashtam ! az in khosham omad…


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: