Skip navigation

سودابه جانم، سودابه دردمند، سودابه سیه روی…

 چه می شد اگر تو می سوختی سودابه جانم!

 چه می شد اگر،

تو به رقصی بی بازگشت

با آن شعله های بی تاب بر می خاستی ؟

شعله های رسوایی که هر لهیب و شراره اش

به تمنای بوسه ای بر گیسوان تو

و به احترام گامهای لرزانت

بر می خاستند از هیمنه…

مرا خیره خواهی که رسوا کنی؟
به پیش خردمند، رعنا کنی؟

***

به راستی آیا

من و تو

نزیسته ایم سودابه را؟

در پس لحظه ای رخوت و گناه

یا در پس کوچه های نهان خانه ای دور؟

من و تو آیا

 به ناگاه،

در وسوسه ای گم نشده ایم روزی؟

 یا به خلوت خیالمان،

به تمنای سیاوشی نلرزیده ایم شبی؟

برآمد بر این نیز یک روزگار
چنان بُد که سودابه پر نگار
ز ناگاه روی سیاوش بدید
پر اندیشه گشت و دلش بر دمید…

***

چه می شد، چه می شد

 اگر سودابه،

رسوای شبانه های مردان قهوه خانه نمی شد…

چه می شد اگر تو می سوختی سودابه جانم…

چو از دشت سودابه آوا شنید
بر آمد به ایوان و آتش بدید
همی کند سودابه از خشم موی
همی ریخت آب و همی کند روی…

***

حال

از پس این روزگار

تو بگو تو

چه می شود اگر

در من و تو

جان گیرند شراره های داغ زیستن سودابه

من اینک به پیش تو استاده ام
تن وجان شیرین تو را داده ام
ز من هرچه خواهی همه کام تو
بر آرم نپیچم سر از دام تو…

حال

از پس این روزگار

تو بگو تو

چه می شد، چه می شد اگر

شبانه هایمان را

سودابه های رسوایی نمی خواندند…

 سودابه جانم،

روایت تو روایتی دیگر است…

 

 

 

.

.

امین شاهنده 

Advertisements

12 Comments

  1. .
    .
    .
    CaCtUs

  2. اين روايت واقعا متفاوت بود. ضمنا خيلي جالب بود كه ابيات شاهنامه رو هم نوشته بودين. اول فكر كردم ي مونولوگ نمايشنامه است.

  3. 🙂

  4. ما همه روزی در وسوسه ای گم شدیم

  5. خوشمان آمد. نقالی میکنی؟؟؟

  6. کدومشون عمیق تر بوده؟؟؟ سودابه یا سیاوش؟؟؟

  7. …بریده های شاهنامه ای که آورده بود توش خیلی خوب بود

  8. شاه ترکان سخن مدعیان می شنود *** شرمی از مظلمه خون سیاووشش باد

  9. kheili jaleb bud…
    hekayat soodabe shayad har rooz dar vagheyat tekrar beshe ama siyavash chi? hanoozam mishe?

  10. سودابه های رسوایی و شبانه هات ؟

    چه می شد اگر…؟

    خب ایراد داره دیگه!

  11. هنر فردوسی اين نیست که سیاوش آفریده. هنر در آفرینش سودابه است که انسان است و فرشته نیست. اصلا رمز ماندگاری سیاوش سودابه است (تعرف الاشیاء باضدادها)
    .
    .
    .
    سودابه به ما نزدیک ترست از سیاوش
    ما خود سودابه ایم

  12. کامنت آقا رضا قابل تامله


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: