Skip navigation

مانده است بر تنم
هنوز
، اثر انگشتانت
، گونه هایم
طعم لبهای تو می دهند
، و هنوز
اشک نیم چکیده ای
به خاطره ات آلوده است ؛

و این همه رد و نشان از تو
و این تن سرد
… که هنوز، بی جان توست

باز آی
به صحنه جنایتت
قاتل شیرینم
Advertisements

13 Comments

  1. یه نفر هر روز صبح منو می کُشه! بد هم می کشه

  2. میگن قاتلها همیشه دوباره بر میگردن سر صحنه جنایت…چرا رو نمی دونم..اما بر میگرده

  3. امین از این خیلی خوشم اومد به نظرم کارات دارن روز به روز بهتر می شن حس ات همیشه خوبه ولی کارای قدیمت خیلی شعر نبودن
    فقط رفیق فلسفه این کلمه های رنگی رو درک نمی کنم. به نظرم متن هاتو شبیه صفحه شعر مجله های زرد خانواده می کنه! استرس کلمات رنگی هم به نظرم درست نیست یا من از درکش عاجزم

  4. جسارت می کنم نظر میدم
    .
    .
    .
    سه ردیف آخر شعر رو از حس میندازه . اصولا مرز شعر و طنز یه جاهایی خیلی باریک میشه . قاتل شیرین آدم رو یاد کلسترول و قند و شیرینی و اینا میندازه
    .
    .
    مخلصیم

  5. راستی اجازه بده خواننده خودش ارتباط قاتل، اثر انگشت و … را بدون گرافیک کشف کنه
    .
    .
    .
    بازم مخلص

    • حسام الدین منظوم
    • Posted اکتبر 30, 2008 at 11:15
    • Permalink
    • پاسخ

    کودک ِ افکارم را لولوی ِ نبودنت می ترساند… کودک ِ بازیگوشم سرش را زیر پتوی ِ رویاهایت پنهان می کند

  6. شايد قاتل مهربانم بهتر بود

  7. ولي در كل خيلي خوب بود

  8. be harfe hich kas goosh nade..kare khodeto bekon…gharar nist be saligheye baghiye khodet ro taghir bedi…har kas khoshesh nemiyad nakhune khob!!!!

    amma…..

    dalil nemishe ke nazarate baghiye ro nashnavi….

    inke adam minevise va baghiye nazar midam kheyli hese khubiye…

  9. 1)صفا کردم از این همه باصفایی 🙂
    2) از کار رضا کسروی خیلی حال کردم…نقد و نظر بهترین کاره
    3) خودمم موافقم که سه بند آخر شعر یا بهتر بگم دو بند آخرش می تونه جور دیگه ای نوشته بشه
    4) نظر رضا کمک کرد به دوباره فکر کردن به واژه ها
    5)سمیرا بازم باهوش بازی در آورد و راز این پست رو تا حد زیادی کشف کرد
    6)در باره رنگ های متن با گالیا موافق نیستم…به نظرم رنگها صورت دیگه ای از متن رو ارائه می کنن…اما با رضا موافقم که گرافیک نباید به خواننده در درک متن کمک کنه…در این باره یه پست ویژه به اسم سودابه میذارم به زودی
    7)غزاله از اعتماد به نفسی که تو روحم پاشیدی ممنون…اما فعلا با تو قهرم…چون خیلی وقته که پست جدید نذاشتی
    8)سر آخرم اینکه باصفا شدم امشب دوباره

  10. برخلاف نظر خودت و بقیه، اتفاقاً من با سه خط آخر شعرت خیلی حال کردم
    البته خب شاید دلیل دیگه ای داشته باشه…
    🙂

  11. ghashang bood,hata 3 khate akharesham ghashang bood,vali harchi fekr kardam nafahmidam matnet che rabti be oon zarfe miveye too aks dare!!!!narengiyo sib??!!!


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: