Skip navigation

، در خوابهای کودکی‌ام

هر شب طنین سوت قطاری

… از ایستگاه می گذرد

دنباله قطار

انگار هیچ‌گاه به پایان نمی رسد

انگار

بیش از هزار پنجره دارد

، و در تمام پنجره هایش

تنها تویی که دست تکان می دهی

ق . امین‌پور

Advertisements

4 Comments

  1. در یادگار خاطرات کودکی ام…

    تنها تویی که دست تکان می دهی

    🙂

  2. زيبا بود

    • حسام الدین منظوم
    • Posted سپتامبر 30, 2008 at 15:42
    • Permalink
    • پاسخ

    گفتی قیصر, یه جای دگه هم از قطار میگه که من خیلی دوسش دارم. میگه که :
    قطار میرود
    تو میروی
    تمام ایستگاه میرود
    و من
    چه ساده ام که سال های سال
    در انتظار تو
    گنار این قطار رفته ایستاده ام
    و هچنان
    به نرده های ایستگاه رفته
    تکیه داده ام

  3. nice nice nice


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: