Skip navigation

این روزا یه کتاب از تصرت رحمانی دستمه…گزیده اشعار به انتخاب محمد علی سپانلو، انتشارات آگاه…عجت شاعر ماهیه این مَرد… ـ 1306 تو تهران دنیا اومد و 1381 تو رشت مُرد…بعضی از کاراش رو خیلی دوست دارم…بعضی از قسمتای بعضی از کاراش رو این پایین نوشتم

ای دوست

این روزها

با هرکه دوست می شوم احساس می کنم

آنقدر دوست بوده ایم که دیگر

وقت خیانت است

یکی دیگه از کاراش واسه لیلیِ نظامی گفته شده

لیلی

چشمت خراج سلطنت شب را

از شاعران شرق طلب می کند

….،من آبروی عشقم هشدار

تا به خاک نریزی

لیلی

بگشای بندِ موی، بیفشان

شب را میان شب

با من بدار حوصله، اما

! نه با عتاب

لیلی وقتی که پاک می کنی خط چشمت را

دیوارهای این شب سنگین را

درهم شکسته ای وای…که بیداد می کنی

وقتی که پاک می کنی خط چشمت را

در باغ های سبز تنت شب را

آزاد می کنی

لیلی

بی مرز عشق بازی کن

با من که آبروی عشقم

با من که

شعرم

وای…در من وضو بگیر

سجاده ام، بایست کنارم

رو کن به من که قبله عشاقم

آنگاه نماز را

با بوسه ای بلند

قامت ببند

لیلی

با من بودن خوب است

من می سرایمت

در ضمن در اینکه عکس ربطی به موضوع پُست نداره کاملا با تو هم عقیده ام، می خواستم یه عکس بذارم که هم خودم توش باشم و هم به پُست قبلی یه ربطی داشته باشه

Advertisements

3 Comments

  1. migam gir dadi be WC !!! 🙂

    • ♥ஜ๑ §ДMД ♥ M ๑ஜ♥
    • Posted سپتامبر 18, 2008 at 02:30
    • Permalink
    • پاسخ

    merCCCC!,,,mikharamesh!;)

  2. خيلي خوب بود


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: