Skip navigation

در حضور دیگران می گویم تو محبوب من نیستی

و در ژرفای وجودم می دانم چه دروغی گفته ام

می گویم میان ما چیزی نبوده است

تنها برای آنکه از دردسر به دور باشیم.

شایعات عشق را، با آن شیرینی، تکذیب می کنم

و تاریخ زیبای خود را ویران می کنم.

احمقانه اعلام بیگناهی می کنم،

نیازم را می کشم، بدل به کاهنی می شوم،

عطر خود را می کشم و

از بهشت چشمان تو می گریزم.

نقش دلقکی را بازی می کنم، عشق من

و در این بازی شکست می خورم و بازمی گردم،

زیرا که شب نمی تواند، حتی اگر بخواهد، ستارگانش را نهان کند،

و دریا نمی تواند حتی اگر بخواهد،

کشتی هایش را.

نزار قبانی

Advertisements

2 Comments

  1. چه شعر عجیب و قشنگی بود

  2. شعر خیلی با مفهومی بود
    حرف دل خیلی ها می تونه باشه


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: