Skip navigation

انگار خوابم برده، انگار یخ زدم؛ انگار یکی مرده، بچه ام؟؟؟؟ نه، فکر نمی کنم…ساعت ها رو ول کردم… ساعت مچیم، ساعت ماشینم، ساعت فرودگاه… کاری به کارشون ندارم…هنوز سردمه، اما نمی دونم چرا؟!؟ دارم می رم سر کار، دارم غذا می خورم، دارم حرف می زنم، دارم سلام علیک می کنم، می دونم الان شبه، می دونم اسمم چیه، صدام که می کنن بی اختیار جواب می دم «بله؟؟؟»، می رم ماموریت، به بلاگ دوستام سر می زنم، کامنت می ذارم براشون، نفس می کشم، زندگی می کنم… ـ

دارم خودمو نگاه می کنم، به خودم لبخند می زنم، به خودم میگم :« این دیگه کیه؟؟ عجب سگ جونیه»….ـ

فکر کنم بازم زدم رو اوتو پایلوت
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: