Skip navigation

تو هر خونه یه داستان جریان داره… تو خونه ما هم قصه ها می رقصند اینور اونور… قصه هایی پنهان و آشکار… از پشت پنجره ها نمیشه فهمیدشون… اونور پنجره هم نمیشه رفت… قصه ها هر شب و هر روز به دنیا می یان… هیچکی بهشون اهمیتی نمیده… خلق میشن…زندگی میکنن و بعد آروم میمیرن…امروز، روز سی ام…کی میدونه سی روز دیگه چی میشه؟ فقط اینو بدون که روزشمار من شروع شده…بیتابم

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: