Skip navigation

هیچی ندارم که بگم… اونقدر سعی کردم که ازش بنویسم اما نتونستم… دلم نیومد… دلم به حال خودم سوخت… خیلی… اینکه دیگه چیزی واسم نمونده و اینکه تو …اینکه تواینکه تو… هیچی باباجونم ولش کن… نشد دیگه…اما میدونم که من کم نذاشتمچه بازی غریبیه این بازی چشمها… هولناک و عجیب… پیش صورت ترسیده دخترک چهار ساله ات… به کی بدهکار می کنی خودتو…تو که آس و پاسی بچه جونم…زندگی تخمی که دیگه این حرفارو نداره…تحمل کن این روزای داغونی رو…حتی اگه دیگه پولی نداشته باشی واسه این کافه دل انگیز…. حتی اگه جلوی چشات عشقتو به بوسه های پنهانی هدیه بدی… تحمل کن…می تونی؟ بسم الله
نه نمی تونم… دیگه نمی خوام تحمل کنم…نمی خوام تحمل کنم… یا آره یا نه، نمی ترسم از ویروونه های درونم… هیچ وقت دیدی سن پیترزبورگ رو بعد حمله آلمان؟ـ
Advertisements

2 Comments

  1. امروز یادم رفت قرص هام رو بخورم
    ایمی پرامین 10
    پروپرانول 10
    مینوتیوریدازین 10

  2. سلام
    من مینو هستم
    یه وبلاگی همین دور و برا دارم
    : اختلال شخصیت مرزی
    در مورد خودمه
    این عکس بالای وب شما به نظرم خیلی جالب اومد.
    به من هم قبلا ایمی پرامین دادن
    ولی در کل میخام بدونم مشکل شما چیه؟


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: